فاصله زماني بيشتراز يک ساعت نيز بين شروع و شکل گيري کامل يخ در تمامي درخت مشاهده شده است. شکل گيري يخ معمولاً در چوب فصل جاري ، انشعابات آن و اندام هاي تاج اتفاق مي افتد . در تحقيقي مشاهده شد که جمع شدن يخ در چوب فصل جاري سريع تر از شاخه هاي بزرگتر سرد شده شروع مي شود و در موردي ديگر دماي بافت ها نسبتاً يکسان بوده و يخ بستن در انشعابات پائين تر شروع مي شود . بافت هاي بزرگتر از قبيل تنه و اندام هاي تاج چندين ساعت پس از آغاز يخ زدگي نسبت به هواي اطراف 3-2 گرمتر باقي مي مانند (آشوارت،1985).
در هلو همچنان که جوانه ها نمو مي کنند در مقابل سرما نيز صدمه پذيرتر مي شوند . در اولين مراحل نمو، جوانه ها نسبتاً مقاوم به سرمازدگي هستند وبراي 50% خسارت ، دمايي در حدود 8- تا 10- مورد نياز است .
گرفتن رشد جوانه ها در بهار و توسعه آنها MNT10 نيز افزايش مي يابد . در جدول 3-2) MNT براي مراحل مختلف جوانه هاي گل هلو مشخص شده است(پروبستينگ ومايلز،1985).
شکل 3-2 ميانگين دماي هسته يخ براي جوانه هاي گل درختان هلو
MNT() مراحل رشد
0/6- اولين تورم
7/5- کاسبرگ سبز
8/5- کاسبرگ قرمز
2/5- اولين گلبرگ صورتي
8/4- اولين شکوفه
4/2- تمام گل
9/1- پس از تمام گل

مهمترين عامل جمع کننده يخ در گياهان باکتري است (هائو،2000)به همين علت باکتري هاي Pseudomonas viridiflava , Erwinia herbicala , Pseudomonas syrinigea , Pseudomonas fluorescence باکتري هاي فعال در جمع کردن يخ ، INA 11 ناميده مي شوند(ليندو،1982) باکتري Pseudomonas syringea نژاد B3oid بعنوان باکتري اصلي جمع کننده يخ گزارش شده که نمونه اي از گل هاي گلابي جدا شده و فرکانس آن جمع کردن يخ 5- / cells 102×3 بيان شده است . باکتري هاي جمع کننده يخ داراي زندگي نسبتاً کوتاهي در طبيعت مي باشد (گروس،1984)اندکي ازآنها در زمستان زنده مي مانند . دريک نمونه برداري در واشنگتن کمتر از cfu/g 10(واحد شکل کلني )، در طول دوره رکود در باغ پيدا شد . اين براي ايجاد هسته يخ در جوانه هاي گل کافي نيست . در هنگام باز شدن جوانه ها ، آنها اغلب جمعيت اندکي از باکتري هاي فعال جمع کننده يخ را جا مي دهند که اينها احتمالاً از آن تعدادي که در طول دوره رکود آشکار نشده اند منشاء يافته اند. اما در جنوب ايالات متحده ، باکتري Pseudomoras syringea در طول زمستان در درختان ميوه کاملاً وجود داشته و باعث شانکر باکتريائي در درختان ميوه مي شود(ويور،1974).
مقاومت کمتر هلو نسبت به سيب را ميتوان به سطح آب آزاد زياد آن در سلول ها دانست(ايرزوهمكاران،1998)و فوست در سال 1995 بيان کرد که بين حالت آب(آزاد يا باند شده)با مقاومت به سرما ورکود رابطه اي وجود دارد(ايرزوهمكاران،1998).در محيط مرطوب (90درصد)افزايش پرولين درمقاومت به سرما کمتر رخ داد .(اسواج وهمكاران) .
کاربرد اتفن براي هلو،گلدهي را در بهار به تاخير مي اندازدومقاومت جوانه هاي گل را به خسارت در دماي پايين در طي خواب زمستان افزايش مي دهد(گيانفاگنا وهمكاران).

2-10- مطالعات بر روي گرده افشاني پسته
كرين و فورد (1979)، در بررسي قوه ناميه دانه هاي گرده اعلام كردند قوه ناميه (توانايي زنده ماندن) گرده پسته در دماي اتاق ظرف 3-4 روز به صفر مي رسد. بنابراين نگهداري آن در دماي پايين ضروري است. دماي يخچال (حدود 4 درجه) گرده را تا چند روز زنده نگه مي دارد، هرچند افت قوه ناميه باز قابل پيش بيني است. دماي فريزر (4- تا 15- درجه ) گرده هاي پسته را تا چند ماه زنده نگداشته است.
واكنين و همكاران(2002)، گرده هاي پسته را براي استفاده در گرده افشاني مكانيكي در دماي 4 درجه نگه داشتند. نگهداري گرده در دماي صفر درجه ، در دماي 4- درجه ( كورو ، 1995) و در دماي 15- درجه (كرين، 1973 ، دهقاني شورکي و سجلي، 1994) نيز توصيه شده است.
كاهش رطوبت براي جلوگيري از افت زياد قوه ناميه و رشد و نمو قارچ ضروري است. طول عمر گرده شديدا تحت تاثير رطوبت درون گرده و رطوبت نسبي اتمسفر محل نگهداري آن است. به همين دليل در برخي گزارشات علاوه بر خشك كردن گرده، استفاده از كلريد كلسيم براي خشك نگهداشتن محفظه فريزر توصيه شده است (واكنين و همكاران، 2002 ، كورو ، 1995 ).
دهقاني شوركي و سجلي(1994)، ميزان رشد لوله گرده گونه هاي مختلف را بررسي كردند. نتايج اين بررسي نشان دادكه استفاده از گرده P.atlantica باعث كاهش ميزان تلقيح شده و رشد كمتر لوله گرده آن در مقايسه با رشد لوله گرده P.vera ، علت آن ذکر شده است. پژوهشهاي بعدي دهقاني شوركي و سجلي(1996) نيز نشان داد كه استفاده از گرده گونه P.atlantica براي گرده افشاني ارقام تجارتي پسته. باعث كاهش طول لوله گرده. تحليل رفتن و اضمحلال كيسه جنيني، رشد كمتر جنين و آندوسپرم و درنتيجه كاهش ميزان تشكيل ميوه گلهاي ماده پسته شده است. رياضي و همكاران (1996)، اثرات منابع مختلف گرده پايه ها و ارقام پسته را بر روي در صد جوانه زني گرده و ميزان تشكيل ميوه مورد بررسي قرار دادند و كاهش رشد بذر (مغز) و ميوه ، و درصد خنداني پسته تجارتي را تحت تاثير گرده هاي بنه (P.mutica ) و آتلانتيكا گزارش نمودند.
آك و كاشكا(2003) اثر گرده گونه هاي مختلف پسته را در تركيه بر ميزان تركيبات مغز ميوه پسته بررسي نمودند. نتايج آنها نشان داد كه منابع گرده زاي مختلف نيز توليد و انباشت پروتئين و چربي مغز پسته را تحت تاثير قرار دادند، هر چند كه گرده هر دو گونه P. terebinthus و. vera P با عث توليد و تجمع بيشترين ميزان پروتئين در رقم اوحدي شده است، ولي در مجموع در بين گونه هاي مختلف، بيشترين ميزان چربي و پروتئين با استفاده از گرده هاي گونه vera P. حاصل شده است.
كرين و همكاران (1973) به طور كلي استفاده از درختان نر گونه vera. P براي دستيابي به بالاترين ميزان تلقيح، حجم مغز، وزن 100 دانه، پسته مغز پر، طول ميوه، خنداني آندوكارپ و عملكرد در هكتار توصيه شده و حذف منابع گرده زاي ديگر در اطراف پسته كاريهاي تجارتي به ويژه اگر سطح زير كشت و يا تعداد درختان نر محدود باشد، ضروري به نظر مي رسد.
اسماعيل پور(1376)، در بررسي خصوصيات فنولوژي و فيزيولوژي تعدادي از فنوتيپ هاي نر درختان پسته در استان كرمان، ضمن مشخص نمودن زمان گلدهي، طول دوره گلدهي و درصد جوانه زني گرده فنوتيپ هاي مختلف. فنوتيپ هاي مناسب براي ارقام تجاري پسته را از نظر زمان گلدهي مشخص كرد.
باتوجه به گرده افشاني آزاد درختان پسته، ميزان جابجايي گرده داراي اهميت زيادي ميباشد. ميزان جابجايي دانه گرده گونه هاي مختلف جنس پسته متفاوت گزارش گرديده است. آك و كاشكا (2003) ، در تحقيقي قابليت جابجايي دانه گرده را در فواصل مختلف از محل منبع گرده مورد بررسي قرار دادند و اعلام داشتند بهترين تراكم دانه گرده اي كه منتقل ميگردد و قابل استفاده براي گرده افشاني است حدود 20 متر ميباشد، گرچه دانه هاي گرده تا فواصل بيشتر و حدود 80 متر و حتي بيشتر نيز منتقل ميگردد ولي تعداد دانه گرده منتقل شده در اين فاصله چندان چشمگير نمي باشد. تراكم گرده بطور قابل توجهي با افزايش فاصله از درخت گرده دهنده كاهش مي يابد. نتايج همچنين نشان داد كه بطور متوسط 2/1 دانه گرده زنده ممكن است به هر گل ماده (با سطح مقطع حدود mm2 4) در فاصله 20 متري از درخت گرده دهنده برسد. بنابراين حداكثر فاصله 20 متر بين درختان گرده دهنده و درختان ماده پسته پيشنهاد مي گردد.
حاج عبدالهي( 1376) اثرگرده افشاني مصنوعي با گرده گونه هاي مختلف پسته را در زمانهاي مختلف مورد بررسي قرار داد و گزارش كرد گرده پسته اهلي كارايي بيشتري نسبت به ساير گونه ها دارد و در گرده افشاني مخلوط نسبت به ساير گونه ها تقدم دارد. ساير گزارشات و تجربيات موجود، نشان دهنده نتايج مثبت گرده افشاني تكميلي مصنوعي در پسته بوده و اكنون به عنوان يك راه حل موقت براي افزايش كارآيي گرده افشاني و رفع كمبود گرده افشاني طبيعي پيشنهاد مي شود. اين روش ممكن است دستي يا مكانيزه باشدكه در هر دو حالت گرده از قبل تهيه و نگهداشته شده و بر روي درختان ماده اي كه گلدهي آنها آغاز شده است پاشيده مي شود. هرچند مطالعات از اثرات مثبت گرده افشاني مصنوعي در عملكرد محصول نشان داده با اين حال برخي از محققين با توجه به عمر كوتاه دانه گرده پسته اثرات گرده افشاني مصنوعي را معني دار ندانسته اند.
واكنين و همكاران(2002) گرده افشاني الكترواستاتيك را در عملكرد ميوه و تشكيل ميوه موثر دانسته اند. آزمايشات انجام شده نامبردگان در پسته كاريهاي تجارتي كاليفرنيا، باعث افزايش راندمان گرده افشاني، افزايش تشكيل ميوه، افزايش درصد خنداني ميوه و كاهش چشمگير درصد پوكي ميوه شده است.

فصل سوم
مواد و روشها

3-1- آزمايش اول : اثر دماهاي انجماد و دوام آن بر درصد جوانه زني گرده 3ژنوتيپ نر پسته

3-1-1- مکان جمع آوري گرده هاي نر ارقام مختلف
3 ژنوتيپ از ژنوتيپ هاي موجود در كلکسيون ايستگاه تحقيقات پسته دامغان انتخاب شد .ژنوتيپ‌ها به ترتيب زودگل، متوسط گل و ژنوتيپ سوم دير گل بود .
روش جمع آوري گرده ها بدين شکل بود که بعد از بازشدن بساك‌هاي ژنوتيپ‌هاي مورد نظر گل‌هاي باز شده انتخاب و شاخه حاوي آن را داخل کيسه نايلوني قرار داده ،سپس با زدن تلنگري آرام به خوشه مورد نظر گرده ها در کيسه نايلوني پخش شدند.

3-1-2-آماده سازي گرده ها براي افزودن به محيط کشت جامد
بعد از آوردن گرده ها به آزمايشگاه ابتدا هر ژنوتيپ را جداگانه الک نموده تا حشرات و مواد اضافي از آنها جدا شود وسپس هر کدام جداگانه در يک ظرف تميز ريخته شد .

3-1-3- طرز تهيه محيط کشت مصنوعي
1-ساکارز 150 گرم ، 2- آگار 10گرم ، 3-اسيد بوريک 03/0 گرم-
موارد 1و2را با ترازو اندازه گيري نموده و مقدار اسيد بوريک را با ترازوي حساس يک ده هزارم توزين کرده و بعد از مخلوط کردن آنها ،در مرحله بعد مخلوط داخل ارلن ريخته شد و با افزودن آب مقطر به حجم يک ليتر رسانده شد. Hp محيط کشت برابر 7 بود . سپس محيط کشت به مدت 20 دقيقه در دماي 120درجه سانتيگراد اتوکلاوشد . محيط کشت در داخل پتري ديش هاي استريل شده توزيع شد.

3-1-4- کشت دادن گرده ها
براي پخش دانه هاي گرده روي محيط کشت از قلم موهاي پهن استفاده شد و با ضربات ملايم روي قلم مو ،گرده ها روي محيط کشت پخش شدند. لازم به ذکر است که تمام عمليات بالا در شرايط استريل انجام شد . براي اعمال دماهاي مورد نظر ازدستگاه انکوباتورcolder (که قابليت اعمال دماهاي 50تا 15-را داشت )،استفاده شد .براي هر ژنوتيپ 3 تکرار وجود داشت . بنابراين از هر ژنوتيپ 3 پتري ديش به مدت 1 ساعت در دماي 6 درجه در داخل انکوباتور و سپس 9تاي ديگر به مدت 2 ساعت در همان دما و 9 تاي بعدي به مدت 3 ساعت در همان دما قرار داده شد .به همين ترتيب اين کار براي

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید