هولوسلولز، آلفا سلولز، سلولز، ليگنين، خاکستر و سيليکا مي‌باشد. محتواي ليگنين کرامپ 24/5 درصد و نسبت سلولز آن 40/1 درصد مي‌باشد. بالاترين قابليت انحلال‌پذيري آن با %1 NaoH برابر 34/9% مي‌باشد. نسبت هولوسلولز و ?-سلولز آن نيز 70/50% است (اخونوو و همکاران، 2012).
گياه دارويي کرامپ در شرايط متفاوت از جمله در دماهاي مختلف، ارتفاع، شرايط آفتابي و خشک‌سالي قادر به رشد و ادامه حيات مي‌باشد.

1-6-2- گياه گلپر (Heracleum persicum)
گونه‌هاي مختلفي از جنس Heracleum در قرن 19 ميلادي از جنوب غرب آسيا به اروپا معرفي شدند و در حال حاضر به طور گسترده‌اي در بسياري از کشورها يافت مي‌شود جنس Heracleum در دنيا داراي حدود 60 الي 70 گونه مي‌باشد که همه آن‌ها گونه‌هاي پايا و يا دو ساله هستند تا جايي که شناخته شده گونه‌هاي Heracleum هيبريد و با فرمول 22=n2 مي‌باشند. جنس Heracleum شامل بيش از 70 گونه در سرتاسر جهان است و در ايران 10 گونه بومي دارد (حاج هاشمي و همکاران، 2009) که بيشتر بومي مناطق البرز و شمال ايران در اين مناطق تا محدوده ارتفاعي 2000 الي 3000 متري نيز رشد مي‌کند (مجاب و همکاران، 2003).
Heracleum persicum که معمولا به زبان فارسي گلپر ناميده ميشود (شکل 4-1) از خانواده Apiaceae بوده و از جمله گياهان گلدار محسوب ميشود اين گياه يک گياه دو يا چند ساله پرتخم است که بومي ايران، ترکيه و عراق مي‌باشد (همتي و همکاران، 2010).

شکل 1-4- گياه گلپر

تاريخ شناخت گونه Heracleum persicum نامشخص است و تقريبا به اوايل سال 1829 نسبت داده مي‌شود (دهقان نوده و همکاران، 2010) گونه‌هاي H. laciniatum auct، H.tromsoensis و H.CF.pubescens هم‌خانواده و مترادف اين گونه مي‌باشند. گونه H.persicum که گاهي با گونه‌هاي H.mantegazzianum و H.sosnowskyiاشتباه گرفته مي‌شود، گياهي بلند و ايستاده است که در مناطق معتدل نيمکره شمالي و همچنين در کوههاي بلند گسترده شده است. تمرکز بيش‌ترين تنوع گونه‌هاي آن در کوه‌هاي قفقاز و چين است (دهقان نوده و همکاران، 2010). از ميوه‌هاي اين گونه به طور گسترده‌اي به عنوان ادويه‌جات و از ساقه‌هاي جوان آن نيز در تهيه خيار شور استفاده مي‌شود (همتي و همکاران، 2010). اين گونه داراي روغن‌هاي فرار، فلاونوييدها و فورانوکومارين‌ها مي‌باشد (دهقان نوده و همکاران، 2010). در ريشه اين گياه ترکيباتي از قبيل pimpinelin، isopimpinellin، bergapten، isobergapten، sphondin و furanocoumarins وجود دارد. عصاره هيدروالکلي آن حاوي تعدادي فورانوکومارين است که از آن جمله مي‌توان به sphondin اشاره کرد. گزارش شده است که اين ترکيب ممانعت کننده‌ي 8-beta است که اين ترکيب تحريک کننده ترشح آنزيم سيکلواکشيژناز دو16 مي‌باشد از آنجايي که اين آنزيم يک نقش کليدي در درد و التهاب دارد مي‌تواند اثر تسکين‌دهنده‌ي اين گياه را توضيح دهد. بر خلاف عصاره هيدروالکلي اين گياه کومارين‌ها در روغن ضروري آن يافت نمي‌شود و اثر تسکين‌دهندگي آن ممکن است مربوط به ترکيبات استري آن باشد (حاج هاشمي و همکاران، 2009). عصاره استوني دانه‌هاي اين گياه داراي برخي ترکيبات ترپني از جمله eugenol، Cineol و Linalool مي‌باشد که داراي اثر بي‌حس‌کنندگي، سست‌کنندگي عضلات و همچنين اثر بازدارندگي بر رو‌ي تحرک مي‌باشند. به همين دليل ترکيبات ترپني موجود در دانه‌ها ممکن است مسئول اثر تسکين دهندگي آن‌ها باشند (همتي و همکاران، 2010). اسانس ميوه‌هاي گياه شامل 95% استرهاي آليفاتيک، 4% الکل‌هاي آليفاتيک و 1% مونوترپن‌ها مي‌باشد. ترکيب اصلي در اسانس برگ‌هاي اين گياه trans-anetholeمي‌باشد (مجاب و همکاران، 2003).
روغن‌هاي فرار آن حاوي ترکيباتي مانند هگزيل بوتيرات (56/5%)، اکتيل استات (16/5%)
هگزيل-2متيل بوتانات (56/5%)(butanoat) و هگزيل ايزوبوتيرات (3/4%) مي‌باشند. به دليل وجود اين مواد فعاليت‌هاي آنتي اکسيداني، ضدميکروبي و ضد قارچي در اين گياه ديده مي‌شود. اسانس اين گياه همچنين خاصيت سيتو توکسيني دارد که به دليل حضور فنول‌هايي از قبيل thymol، carvacrol، آلدهيدهايي از قبيل geranial، citronella و الکل‌هايي از قبيل geraniol، linalool، citronellol و lavandulol است. عصاره هيدروآلکالوئيدي اين گونه حاوي ساپونين مي‌باشد عصاره هيدروالکلي و اسانس اين گياه داراي اثرantinociceptive و ضد فساد هستند. عصاره ريشه و بخش‌هاي هوايي اين گياه به طور کلي رشد bacillus anthracis را متوقف مي‌کند. اين گياه مي‌تواند هر دو نوع ايمني هومورال و سلولي را تحريک کند و در عين حال افزايشي در پاسخ ايمني به وجود آورد که اين به دليل حضور فلاونوئيدها يا کومارين‌ها مي‌باشد که مي‌توانند پاسخ هومورال را به وسيله‌ي تحريک ماکروفاژها و افزايش ?-lymphocytesکه در سنتز آنتي‌بادي‌ها دخالت دارند افزايش دهند. در عين حال انواع متنوعي از فلاونوئيدهاي موجود در اين گياه مي‌توانند فعاليت سلول‌هاي T، سيتوکين‌ها، اينترفرون گاما و ماکروفاژها را به طور معني‌دار‌ي افزايش دهند و بنابراين براي درمان بيماري‌هاي مربوط به سيستم ايمني مفيد باشند عصاره متانولي اين گياه به خاطر دارا بودن هگزيل استات و اکتيل بوتيرات داراي خاصيت ضد توموري مي‌باشد (همتي و همکاران، 2010).

1-6-3- گياه zosima absinthifolia
اين گياه يکي از اعضاي خانواده Apiaceae مي‌باشد (رضوي و همکاران،2010). جنس zosima داراي چهار گونه است که عبارتند از:
Z. absinthifolia، Z. korovinii، Z gilliana و Z. Radians (منه من و همکاران، 2001).
جنس zosimaدر ايران شامل گياهان 6 ساله يا هميشگي است. zosima absinthifolia يک گونه‌ي شناخته شده از اين جنس است که در ايران، ترکيه، عراق و کشورهاي مختلف قفقاز، شرق ميانه و آسياي مرکزي يافت مي‌شود (شکل 5-1). اين گياه در استپ‌ها، زمين‌ها و دامنه‌هاي آهکي رشد مي‌کند و ساقه‌هاي شيار دارش ممکن است به ارتفاع يک متري نيز برسد. برگ‌هاي اين گياه سه پر است و گل هايش به رنگ سبز روشن تا زرد مي‌باشد. دوره گلدهي آن از آوريل شروع مي‌شود و تا جولاي ادامه مي‌يابد. شکل ميوه‌هايش بيضوي مايل به دايره با حاشيه‌هاي آماس کرده است. به غير از گونه‌يHeracleum گونه‌ي Z. absinthifolia نيز در ايران معمولا به نام گلپر شناخته مي‌شود زيرا ميوه‌هايش به عنوان طعم‌دهنده و ادويه غذايي به کار برده مي‌شوند (رضوي و همکاران، 2010). جنس zosimaنخستين بار در سال 1814 به وسيله‌ي هافمن معرفي شد وي همچنين تشخيص داد که گونه‌هاي Heracleum absinthifolium و Tordylium absinthifolium هم خانواده‌هاي Z. orientalis مي‌باشند.

شکل 1-5- گياه دارويي zosima absinthifolia

جنس Zosima بر اساس شکل ميوه‌ها با گونه‌ي Heracleum فرق دارد. در Heracleum ميوه‌ها داراي پره‌هاي شفاف (زائده‌هاي حبابي شکل) در بخش‌هاي جانبي هستند که تشکيل يک لبه ضخيم را مي‌دهد. ارتفاع اين گياه از 30 تا 100 سانتيمتر در Z. absinthifolia، 50 تا 85 سانتيمتر در Z.gilliana، 35 تا 50 سانتيمتر در Z.koroviniiو 30 تا 50 سانتيمتر در Z.radians متفاوت است. همه‌ي گونه‌هاي اين جنس يک يقه‌ي ليفي محکم توليد مي‌کنند که از پايه برگ‌ها تا بالاتر از ريشه ادامه دارد. ساقه در همه‌ي گونه‌ها مودار است (منه من و همکاران، 2001).
اسانس دانه‌هاي Z.absinthifolia که به وسيله‌ي اکتيل استات (87/4%)، اکتيل اکتانات (5% octyloctanoate) و 1-اکتانول (%2/3 1-octanol) به دست آمده داراي اثر ضد باکتريايي بالايي عليه باکتري‌هاي گرم مثبتي مانند Bacillus subtilis، Bacillus pumilusمي‌باشد. همچنين عصاره دانه‌هاي اين گونه فعاليت آنتي اکسيداني و فيتوتوکسيني نشان مي‌دهد. مانند ساير گونه‌هاي Apiaceae گونه‌ي Z.absinthifolia نيز داراي کومارين مي‌باشد (رضوي و همکاران، 2010). عصاره n- هگزاني ميوه‌هاي اين گياه داراي سه مشتق کومارين مي‌باشد که عبارتند از: imperatorin، auapteneو
7-prenyloxycoumarine.همچنين ديگر مشتقات کوماريني (bergapten، deltoin، columbianadin، isobergapten، isopimpinellin، imperatorin، pimpinellin، sophodin و umbelliferone)، انواع فلاونوئيدها (quercetin، kaempferol)، و آلکالوئيدها ازz.absinthifolia استخراج شده‌اند. از اين ميان deltoinو columbianadin ترکيبات اصلي هر دو عصاره n-هگزاني و اتانولي مي‌باشند. در هر دو قسمت ريشه و بخش‌هاي هوايي محتواي deltoinبيشتر از columbianadinاست و همچنين کل محتواي deltoin وcolumbianadin در ريشه بيشتر از بخش‌هاي هوايي مي‌باشد (باهادير و همکاران، 2010).
Imperatorin در بسياري از جنس‌هاي خانواده Apiaceae مانند Angelica، Prangosو Heracleum وجود دارد (رضوي و همکاران، 2010).

1-6-4- گياه مريم نخودي Teucrium polium l.
گياه Teucrium polium از خانواده Lamiaceae يکي از300 گونه‌ي مربوط به جنس Teucrium است. اين گياه به صورت باستاني و بر اساس عادات بومي به عنوان چاي دارويي مورد استفاده قرار مي‌گيرد (ميرغضنفري و همکاران، 2010). جنس مريم نخودي شامل بيش از 340 گونه در سراسر جهان مي‌باشد. در ايران 12 گونه يک ساله و چند ساله از اين گياه وجود دارد که 3 گونه آن انحصاري ايران مي‌باشد. گل‌هايش کوچک هستند و رنگي بين صورتي تا سفيد دارند. اين گياه درختچه‌اي شکل، آروماتيک و داراي برگ‌هاي بيضي شکل است (مقتدر، 2009). ارتفاع اين گياه 50-20 سانتيمتر است و برگ‌هايش به رنگ سبز مايل به خاکستري مي‌باشند (شکل 6-1). گل‌هاي اين گياه در ماه‌هاي جون تا آگوست ديده مي‌شوند. اين گياه به صورت وحشي در اروپاي جنوبي، آسياي جنوب غربي و مرکزي و آفريقاي شمالي رشد مي‌کند.

شکل 1-6- گياه دارويي Teucrium polium

گونه‌هاي دارويي مريم نخودي شامل Teucrium poliumو Teucrium chamaedrys مي‌باشد از آنجا که اين گياه منجر به کاهش قند خون مي‌شود براي درمان ديابت نيز به کار مي‌رود. اين گياه در درمان بسياري از بيماري‌هاي پاتوفيزيولوژيکي از قبيل بيماري‌هاي روده اي، ديابت و روماتيسم به کار مي‌رود ساير اثرات درماني اين گياه عبارتند از: اثر آنتي اکسيداني، ضد فساد، ضد درد، ضد تب، اثر ضد ميکروبي، محافظ کبد، ضد زخم معده و سيتوتوکسين. عصاره آن داراي فعاليت‌هايي از قبيل کاهش فشار خون، ضد التهاب، ضد تشنج، ضد باکتري و ضد تب مي‌باشد (ساخانده و همکاران، 2000). عصاره هيدروالکلي اين گياه سطح انسولين سرم را در موش کاهش مي‌دهد. ترکيبات شيميايي عصاره متانولي اين گياه عبارتند از dimethoxyflavone-7 و 4-hydroxy-5 عصاره متانولي اين گياه ترشح انسولين را تحريک مي‌کند. فقط عصاره‌هاي الکلي اين گياه ترشح انسولين را افزايش مي‌دهند که اين ممکن است به دليل وجود ترکيبات بيواکتيو موجود در عصاره متانولي و الکلي اين گياه باشد (ميرغضنفري و همکاران، 2010). آناليز شيميايي اين گياه وجود ترکيباتي مانند فلاونوئيدها، Cirsiliol و Iridoids را نشان مي‌دهد (ساخانده و همکاران، 2000). تاکنون از گونه‌هاي مختلف مريم نخودي انواع نئوکلرودان، دي ترپنوئيد و نيز تري ترپنوئيد جداسازي شده‌اند .تعداد کمي فورانودي ترپن17 از عصاره‌هاي اين گياه به دست آمده است. حدود 28 ترکيب از اسانس اين گياه استخراج شده است که به طور کلي عبارتند از:
آلفا-پيين18، لينالول19، کاريوفينل20، بتا پيين21 و غيره. به نظر مي‌رسد که منطقه جغرافيايي اين گياه بر ترکيب اسانس و عصاره آن تاثير مهم بگذارد (مقتدر، 2009). مهم‌ترين و تاکسونوميکي‌ترين گونه‌هاي polium عبارتند از T. polium و T.Capitatum که در نواحي مديترانه، ايران و توران مي‌باشند (دولجا و

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید