، جايگزين‌هاي بالقوه‌اي براي آنتي بيوتيک‌هايي هستند که به خوراک دام افزوده مي‌شوند. در سال‌هاي اخير علاقه به خواص دارويي محصولات طبيعي (گياهان، ادويه‌ها، گياهان دارويي) به عنوان مکمل و افزودني خوراک دام با پتانسيل بهبود سلامت و توليدات دام و کاستن اثرات محيطي از تغذيه دام، به طور چشمگيري افزايش يافته است
(محيطي اصل و همکاران، 1389).
گياهان دارويي يک سري از متابوليت‌هاي ثانويه گوناگون مانند عصاره‌ها و اسانس‌ها را توليد مي‌کنند که زماني که اين ترکيبات، استخراج شده و تغليظ گردند مي‌توانند بر جمعيت گونه‌هاي مختلف ميکروارگانيسم‌هاي شکمبه شامل: باکتري‌ها، قارچ‌ها، پروتوزوآ و ويروس‌ها و به دنبال آن بر قابليت هضم خوراک توسط نشخوارکنندگان اثرگذار باشند زيرا قابليت هضم خوراک در نشخوارکنندگان تحت تاثير عوامل گياهي، حيواني و ميکروبي قرار دارد (محيطي اصل و همکاران، 1389).
از جمله مناطقي که مي‌توان گياهان داروئي خودرو را به فراواني در آن‌ها يافت مراتع مي‌باشند. مراتع با ارزش‌ترين و در عين حال ارزان‌ترين منبع خوراک دام در مناطق مختلف ايران از جمله استان اردبيل مي‌باشند. از کل مساحت استان اردبيل که بالغ بر 1786730 هکتار مي‌باشد 1076968/6 هکتار آن عرصه منابع طبيعي بوده که 1015000 هکتار آن را مراتع غني از انواع گياهان دارويي تشکيل مي‌دهد. گياهان دارويي در فصول مختلف و به فراواني در سطح مراتع استان اردبيل يافت مي‌شوند که از آن جمله مي‌توان به اسطوخودوس، پنيرک، جاشير، مرزنجوش، گلپر، هويج کوهي، مريم نخودي، بابونه، بومادران، پونه، گزنه، پولک، مريم گلي، علف چاي، بارهنگ، گل گاو زبان، بولاغ اوتي، پاخري، سپيده، آويشن و غيره اشاره کرد (اداره آمار و اطلاعات سازمان جهاد کشاورزي استان اردبيل،1390).
نبود اطلاعات کافي از ارزش تغذيه‌اي گياهان دارويي ، ارزش درماني و موارد مصرف آنها، امکان استفاده بهينه از اين منابع را در تغذيه دام و افزايش راندمان توليد، محدود ساخته است (نيکخواه،1385). در مجموع با احتساب و ارائه اين گونه اطلاعات کمک قابل توجهي به افزايش تمايل کشت و مديريت گياهان دارويي و افزايش راندمان توليد دام صورت مي‌گيرد. بنابراين در راستاي توليد اطلاعات قابل استفاده در مديريت دام و گياهان دارويي منطقه، هدف اين پژوهش تعيين اثر برخي از گياهان دارويي مراتع استان اردبيل بر جمعيت ميکروبي شکمبه تحت شرايط آزمايشگاهي مي‌باشد.

1-4- اهميت گياهان دارويي
هزاران سال است که انسان از گياه و عصاره‌هاي استخراج شده از آن‌ها استفاده مي‌نمايد. اولين اطلاعات ثبت شده در اين خصوص به حدود 2600 سال قبل از ميلاد در بين النهرين برمي‌گردد. قديمي‌ترين سند نوشته شده در مورد تهيه عصاره‌هاي گياهي به نوشته‌هاي مورخ يوناني، هرودوتوس برمي‌گردد (425 الي 484 قبل از ميلاد مسيح).
با توجه به خصوصيات بيولوژيکي فعال و چندگانه عصاره‌هاي گياهان داروئي اين ترکيبات مي‌توانند يک افزودني جايگزين مناسب بسياري از افزودني‌هاي ديگر از جمله آنتي بيوتيک‌ها گردند. از جمله اين خصوصيات مي‌توان به فعاليت آنتي اکسيداني، فعاليت ضدقارچي، فعاليت تسکين‌دهندگي، فعاليت ضد باکتريايي و ضد ويروسي اشاره کرد. به علاوه عصاره گياهان داروئي به دليل طعم و عطر خاص خود منجر به تحريک مصرف خوراک مي‌شوند، کاهش تلفات و عدم نياز به رعايت حذف پيش از کشتار در اغلب موارد و احتمال نبود ترکيبات باقيمانده مضر در توليدات حيواني و در عين حال حفظ سلامت محيط زيست از ديگر خواص گياهان داروئي مي‌باشد. به طور کلي ميکروفلور دستگاه گوارش، مورفولوژي روده، تخليه معده، فعاليت بخش‌هاي گوارشي داخلي و در نهايت فراسنجه‌هاي عملکردي تحت تاثير ترکيبات گياهي قرار مي‌گيرد. عصاره‌هاي گياهان داروئي بايد در کشورهاي کمتر توسعه يافته‌اي چون ايران بيشتر مورد توجه قرار گيرند زيرا دراين کشورها مشکلات حمل و نقل مانع بازاريابي براي محصولات کشاورزي حجيم شده و افزايش هزينه‌ها را در پي دارد اما عصاره‌هاي گياهي از جمله گياهان داروئي به دليل کم حجم بودن اين مشکلات را مرتفع نموده و استفاده از آنها مقرون به صرفه مي‌باشد (محيطي اصل و همکاران، 1389).
1-5- عوامل موثر در توليد عصاره‌هاي گياهي
1-5-1- اندام‌هاي خاص توليدکننده عصاره‌هاي گياهي
ميزان و ترکيب عصاره گياهي به نوع اندام مورد بررسي بستگي دارد. عصاره‌هاي گياهي تجمع‌يافته در اندام‌هاي مختلف يک گياه ممکن است به لحاظ ترکيب و مقدار متفاوت باشند. از جمله اين اندام‌ها مي‌توان به: پوست درخت، توت‌ها، گل‌ها، برگ‌ها، پوست ميوه، رزين، ريشه، ريزوم، دانه‌ها و چوب اشاره کرد. اما در اکثر موارد اندام‌هاي مختلف داراي خصوصيات مشابهي هستند (محيطي اصل و همکاران، 1389).

1-5-2- ساختار ترشحي
عصاره‌هاي گياهي توسط ساختارهاي تخصص يافته متنوعي در گياه توليد، ذخيره و آزاد مي‌شود. ساختارهاي ترشحي عبارتند از:

1-5-2-1- ساختار ترشحي خارجي
تريکوم‌ها، نعناع، سدابيان، گرانياسه، سيب‌زميني و شاهدانه خانواده شمعداني.
اسموفورها خانواده فلفل، ارکيده و شيپوريان.

1-5-2-2- ساختار ترشحي داخلي
ايدوبلاستها: خانواده برگ بو، مگنوليا، فلفل، شيپوريان، زرآوند، گل يخ.
حفره: خانواده سدابيان، مورد، ميوپوراسه، هيپريکاسه و بقولات.
مجاري: خانواده چتريان، شمعداني، کاج، مورد، بقولات و آناکاردياسه (محيطي اصل و همکاران، 1389).

1-5-3- عوامل اکولوژيکي
توليد عصاره تا حد زيادي تحت زيادي تحت تاثير عوامل اکولوژيکي و شرايط آب و هوايي از جمله تاثيرات خاک، مواد مغذي، آب، نور و دما قرار دارد. به طور کلي، افزايش نور و دما، اثر مطلوبي بر توليد عصاره‌هاي گياهي دارد (فيگوييردو، 2008) تنش آبي در برخي گونه‌ها مانند اوسيوم باسيلي، ترخون (Artemisia dracunculus) و شويد (Anethum graveolens) منجر به توليد دو برابر عصاره‌هاي گياهي و تغيير در ترکيب آن‌ها مي‌شود (سايمون و همکاران، 1992).

1-5-4- کشت و فرآوري گياه
منشا گياهان مورد استفاده براي توليد عصاره‌هاي گياهي نقش مهمي در کيفيت عصاره به دست آمده دارد. امروزه گونه‌هاي حاوي عصاره قادر به رشد در مناطقي غير از منطقه بومي خود مي‌باشند. علاوه بر رويه مناسب کشاورزي، بهبود عملکرد محصولات باعث شده تا توليدکنندگان کنترل لازم را بر روي توليد گياهان دارويي و فرآيند آنها به منظور تهيه محصولي با کيفيت داشته باشد.

1-6- مشخصات گياه‌شناسي گونه‌هاي مورد مطالعه
1-6-1-گياه سپيده (Crambe orientalis)
اين گياه با 34 گونه يکي از بزرگ‌ترين جنس‌ها‌ي خانواده brassiceae از زيرخانواده‌هاي brassicaceae مي‌باشد (رضوي و همکاران، 2009) خانواده brassicaceae شامل 13-19 زيرخانواده، 350 جنس و حدود 3500 گونه در جهان است.
جنس crambe در گياه‌نامه ايران با سه گونه نمايش داده شده است C. Hispanical، C.kotschyana و C. orientalis L.
Crambe orientalis L گسترده‌ترين گونه‌ي مربوط به اين جنس در ايران مي‌باشد که سپيده ناميده مي‌شود (شکل 3-1). اين گونه به اندازه 5/1 متر رشد مي‌کند و داراي ساقه و برگ‌هاي موج‌دار است که ممکن است به طول 5/0 متر هم برسد. گل‌ها سفيد هستند و طي ماه‌هاي آوريل – جولاي پديدار مي‌شوند. گونه‌هاي مختلفي از crambe ممکن است به عنوان سبزيجات، خوراک دام و يا گياه دارويي مورد استفاده قرار گيرد (رضوي و همکاران، 2009).

شکل 1-3- گياه دارويي Crambe orientalis L

Crambe orientalis L يک گياه پايا و دائمي به طول 30 الي 120 سانتيمتر بسته به فصل و توده جمعيت آن و گاهي 1/2 متر مي‌باشد که اکثرا در مزرعه‌ها، دامنه‌ي کوه‌ها، باتلاق‌هاي خشک، زمين‌هاي سنگلاخي و خاک‌هاي رس رشد مي‌کند. گياه دارويي کرامپ در شرايط متفاوت از جمله در دماهاي مختلف، ارتفاع، شرايط آفتابي و خشک سالي قادر به رشد و ادامه حيات مي‌باشد که باعث شده اين گياه انتشار گسترده‌اي از غرب به شرق يافته است به طوري که از اروپا و شرق مديترانه، به غرب آسيا و ايران گسترده شده است اين گياه برگ‌هاي بزرگي دارد که گاهي به طول 60 سانتيمتر مي‌رسد برگ‌ها پر شکل و آويزان هستند و رايحه‌اي شبيه کلم پيچ دارد. برگ‌هاي جوان آن مزه و بوي خوشايندي نزديک بوي فندق دارد (رضوي و همکاران، 2009) گل‌ها‌ي اين گياه سفيد يا زرد و خوشه‌اي شکل هستند ميوه‌هاي آن حتما به بلوغ مي‌رسند مگر در باران‌هاي سنگين و بادهاي تند (توتوس و همکاران، 2009).
تحقيقات فيتوشيميايي اخير روي بخش‌هاي هوايي برخي گونه‌هاي crambe حضور گلوکوزينولات‌ها و فلاونوئيدهاي مختلف مانند لوتئولين10، آپيژنين11، کوئرستين12 و کامپفرول13 را آشکار ساخته است. اين نشان مي‌دهد که پتانسيل آنتي اکسيداني قوي اين گياه در عصاره‌هاي متانولي و دي کلرو متانولي آن مربوط به فلاونوييدهاي آن است. گلوکوزينولات تجزيه شده و تبديل به ايزوتيوسيانات مي‌شود لذا عصاره و اسانس گل‌ها و برگ‌هاي اين گياه داراي اثرات سيتوتوکسيني و فيتوتوکسيني مي‌باشند. ترکيب اصلي عصاره و اسانس گل‌ها و سرگل‌هاي اين گياه، 2-متيل-5-هگزن انيتريل و 3-بوتنيل ايزوتيوسيانات مي‌باشد عصاره هگزاني آن فعاليت ضدميکروبي ندارد. ولي عصاره متانولي آن داراي اثرات ضد باکتريايي قوي عليه هر دو نوع باکتري‌هاي گرم مثبت و گرم منفي مي‌باشد که مي‌تواند به دليل ايزوتيوسيانات باشد. اين ترکيبات مي‌توانند به راحتي به غشا نفوذ کنند بنابراين نقش دفاعي فعالي را براي گياهان عليه امراض و گياه خواران بازي مي‌کنند. عصاره متانولي اين گياه قوي ترين اثر را نسبت به ساير انواع عصاره‌ها دارد. عصاره‌هاي هگزاني، دي کلرو متانولي و متانولي اين گياه بيشترين اثر Allelopathic را نشان مي‌دهند که مي‌تواند مرتبط با گلوکوزينولات و ايزوتيوسيانات باشد. به خاطر پتانسيل بالاي خاصيت ضدميکروبي برگ‌هاي C. orientalis اين گياه مي‌تواند به عنوان يک گندزداي قوي و يک آنتي بيوتيک عليه ميکروارگانيسم‌ها استفاده شود (رضوي و همکاران، 2009). دانه‌ها و ميوه‌ي اين گياه غني از روغن‌هاي فراري از جمله ميرستيک، پالميتيک، استئاريک، اولئيک، آراشيک، آراشيدونيک، اروسيک، لينولئيک، لينولنيک، پالميتولئيک، ليگنوسرينيک و ايکوزانوئيک اسيد (جدول 1-1) مي‌باشند (اخونوو و همکاران، 2012). اروسيک اسيد که در ميان ساير اسيدهاي چرب مربوط به روغن‌هاي فرار کرامپ بيشترين مقدار (39/39 درصد) را دارد يک هيدروکربن داراي 22 اتم کربن و يک پيوند دو گانه (22:1) مي‌باشد. اين ساختار نقطه‌ي ذوب و نقطه‌ي تبخير بالايي (?C229) به اين ترکيب مي‌دهد. توانايي بالا در برابر حرارت زياد و داشتن حالت مايع در دماهاي پايين اين روغن را به چرب‌کننده‌اي قوي مبدل ساخته است.

جدول 1-1- موقعيت و مقدار اسيدهاي چرب در عصاره C.orientalis
اسيدهاي چرب(%) تعداد کربن‌ها مقدار در گياه (%)
پالميتولئيک اسيد 16:1 20/0
پالميتيک اسيد 16:0 27/3
لينولئيک اسيد 18:2 42/12
لينولنيک اسيد 18:3 21/21
اولئيک اسيد 18:1 61/1
استئاريک اسيد 18:0 53/0
آراشيدونيک اسيد 20:0 42/0
اروسيک اسيد 22:1 39/39
نروونيک اسيد 24:1 99/0
ليگنوسريک اسيد 24:0 20/0
سيس-ايکوزانوئيک اسيد 20:1 95/9
ترانس- ايکوزانوئيک اسيد 20:1 39/1
SAFA 87/4
MUFA 53/53
PUFA 63/33
جمع 58/91
SAFA: saturated fatty acids MUFA:monounsaturated fatty acids PUFA:polyunsaturated fatty acids

اين گياه همچنين محتوي آلکالوئيد نيز مي‌باشد. ترکيبات اصلي اين گياه از گروه الکالوئيدها عبارتند از:
بوتن-1-ايزوتيوسيانات و هيدروکربن‌هاي 2-متيوکسي هگزن 14 و 3-متوکسي-4-هيدروکسي استيرن15. کرامپ همچنين داراي انواع فيبر از جمله

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید