دانلود پایان نامه

 

عنوان کامل پایان نامه :

 مقایسه ی تأثیر هوش هیجانی و هوش بازاریابی

قسمتی از متن پایان نامه :

اظهار مسأله

با پیچیده‌تر شدن جهان امروز همه فرمول‌های نظری در حال تغییر یافتن می باشد به گونه‌ای که اکثر برنامه ریزی‌های پیشین در حوزه‌های مختلف، امروزه فاقد کارآیی بوده و بی مصرف بودن آنها اثبات گردیده می باشد. یکی از این حوزه‌ها حوزه‌ی کسب و کار و فعالیت اقتصادی می باشد. با اندکی دقت این نتیجه به دست می‌آید که امروزه فعالیت‌های اقتصادی اساس زندگی انسانی و اجتماعی را تشکیل می‌دهد به گونه‌ای که حتی سایر ابعاد زندگی انسانی در حوزه فرهنگ، سیاست، حتی دین و هنر و … را نیز تحت الشعاع خود قرار داده می باشد(رفیع پور، 1380).

امروزه موج سوم تغییرات در تجارت جهان آغاز شده می باشد.تغییراتی که بدون شک هوش انسانی بسترساز آن می‌باشد. سازمان‌ها با تغییرات محیطی فراوانی مواجه اند. تغییرات آنقدر سریع رخ می‌دهند که اگر سازمان‌ها از پیش،خود را برای روبرو شدن با آنها آماده نکنند، بقای آنان در خطر خواهد انداخت. یکی از ابزارهای جدیدی که به سازمان‌ها کمک می کند در محیط پرتلاطم امروزی خود را به جایگاهی شایسته برسانند،بهره گیری از هوش بشر می باشد. اما این مؤلفه از ابعاد مختلفی برخوردار بوده و هر بعد آن در جایی کاربرد دارد. زیرا که هر ابزاری برای حل مسأله‌ای ساخته شده می باشد. دو بعد از ابعاد هوشی بشر‌ها به غیر از هوش عمومی یا ضریب هوشی، هوش بازاریابی و هوش هیجانی می باشد(اسومار[1]، 1998).

از آنجایی که در کشور ما هنوز درک صحیحی از این دو مفهوم؛ هوش بازاریابی و هوش هیجانی وجود ندارد، در بسیاری از کتب و یا محافل علمی کشور، هوش بازاریابی را مترادف با اطلاعات بازاریابی یا تحقیقات بازار و هوش هیجانی را مترادف با اطلاعات عمومی یا روابط عمومی می‌پندارند. تحقیقات متعدد نشانگر این واقعیت هستند که در امر بازاریابی و جذب مشتری افراد از هوش تخصصی بیشتری برخوردار باشند نتایج بهتری از کار خود می‌گیرند، زیرا که به همانگونه که بازار دچار تحول و تغییر نسبت به قبل شده می باشد، شیوه‌های برخورد با مشتری، تبلیغات کالا، جذب مشتری و حتی نگهداشت آن نیز متحول گردیده می باشد. پس در جهان اقتصادی امروز دیگر نمی توان با ترفندها و شیوه‌های پیشین اقدام به فعالیت اقتصادی نمود و هرچه فعالیت اقتصادی به سمت بازارهای بین المللی کشیده می گردد، این امر از حساسیت و پیچیدگی بیشتری برخوردار می گردد زیرا که بازارهای بین المللی آکنده از شیوه‌های علمی برای امور اقتصادی و در معنای کلی فعالیت‌های اقتصادی می‌باشد

دو مؤلفه هوش بازاریابی و هوش هیجانی از مقوله هایی هستند که مدت زمان زیادی از عمر آنها و ورود آنها به ادبیات علمی نمی گذرد. از این دو مقوله تعاریف متعددی از سوی متخصصین ارائه گردیده می باشد. اما تعریفی که کاتلر از هوش بازاریابی ارائه می‌دهد عبارت می باشد از : اطلاعات هر روزه در مورد تغییرات در محیط بازاریابی که مدیران در آماده سازی و تطبیق برنامه‌های بازاریابی کمک می کند(پری پوراس و همکاران[2]، 2005). جف[3] به عنوان کسی بیشترین فعالیت را در این زمینه انجام داده می باشد، هوش بازاریابی را جمع آوری اطلاعات از محیط بیرون و مجموعه فعالیتهای درون شرکت می‌داند(سانگ[4] و جف، 2009).

برای هوش هیجانی نیز که بیشتر در حوزه روانشناسی کاربرد دارد و از این حوزه وارد سایر شاخه‌های علمی گردیده می باشد، تعاریف متعدد و گاهاً پیچیده‌ای ارائه گردیده می باشد. از نظر سالووی و مایر که یک تعریف تجدید نظر شده و پیچیده تری را از هوش هیجانی ارائه نموده‌اند، چهار بعد برای این سازه در نظر گرفته شده می باشد که شامل: احساس و ابراز هیجان، تسهیل تفکر توسط هیجانات، فهم و تحلیل هیجانها و در نهایت تنظیم بازبینی هیجانات می باشد. پس تعریف می‌توان کفایت های مرکزی در گیر در هوش هیجانی را شامل: ابراز هیجان در خود و دیگران، فهم این هیجانها و اداره هیجان ذکر نمود. گلمن هوش هیجانی را توانایی برای انگیختگی خود، پایداری در مواقع شکست، توانایی کنترل انگیزه‌های ناگهانی(تکانه‌ها) و تمایلات، به تاخیر انداختن و ارضاء تمایلات، توانایی نظم بخشیدن به حالتهای روحی و توانایی اصرار ورزیدن و امیدواری می‌داند.این نظریه اعتقاد دارد آن چیز که که می‌تواند پیش بینی کننده موفقیت فرد در آینده باشد توانایی هوش هیجانی می باشد(سولومون[5]، 2009).

در این پژوهش متغیرهای مستقل پژوهش شامل دو متغیر اندازه هوش بازاریابی و هوش هیجانی پاسخگویان می‌باشد. متغیر وابسته پژوهش نیز اندازه توفیق بنگاه‌های اقتصادی در بازار در چهار بعد؛ تجزیه و تحلیل بازار، انتخاب بازارهای هدف، تهیه ترکیب عناصر بازاریابی، کوشش‌های بازاریابی می‌باشد.

تمامی متغیرهای مستقل و وابسته پژوهش جنبه‌های مجهول این پژوهش بوده و نیز ارتباط بین متغیرهای مستقل و وابسته با یکدیگر جزء جنبه‌های مجهول پژوهش می‌باشد.

در این پژوهش پژوهشگر در صدد می باشد تا با مقایسه هوش هیجانی و هوش بازاریابی مدیران و مسئولان بنگاه‌های اقتصادی تولیدی دریابد که کدامیک از این دو نوع هوش تأثیر بیشتری در توفیق شرکت‌های تولیدی مورد مطالعه دارد. در واقع پژوهشگر از طریق مقایسه دو نوع هوش هیجانی و هوش بازاریابی به دنبال شناسایی عامل مهتر بر توفیق بنگاه‌های اقتصادی در بازار اقتصادی می‌باشد و قصد آن دارد تا دریابد که آیا هوش هیجانی مدیران کمک بیشتری می‌تواند به بنگاه‌های اقتصادی در امر فعالیت‌های تولیدی بنماید یا هوش بازاریابی مدیران؟

سؤال اصلی این پژوهش آن می باشد که آیا هوش بازاریابی و هوش هیجانی به گونه‌ای متفاوت بر توفیق شرکت‌های تولیدی در فعالیت‌های اقتصادی اثرگذارند؟ و چنانچه اثرگذارند، بر کدامیک از ابعاد مورد مطالعه تأثیر بیشتر و یا کمتری دارند؟

[1]. Esomar

[2]. Priporas & et al

[3]. Jeff

[4]. Song

[5]. Solomon


سوالات یا اهداف این پایان نامه :

اهداف پژوهش

1-4-1.هدف کلی پژوهش

مقایسه‌ی تأثیر هوش هیجانی و هوش بازاریابی بر توفیق بنگاه‌های اقتصادی در بازاریابی

(مطالعه موردی: شهرک صنعتی بوعلی همدان)

1-4-2.اهداف جزئی پژوهش:

1.تعیین اندازه هوش هیجانی مدیران

2.تعیین اندازه هوش بازاریابی مدیران

3.تعیین تأثیر هوش هیجانی بر توفیق بنگاه‌های اقتصادی

4.تعیین تأثیر هوش بازاریابی بر توفیق بنگاه‌های اقتصادی

5.مقایسه تأثیر هوش بازاریابی و هوش هیجانی بر توفیق بنگاه‌های اقتصادی

 مقایسه ی تأثیر هوش هیجانی و هوش بازاریابی مقایسه ی تأثیر هوش هیجانی و هوش بازاریابی