داند اما این عدم استحقاق نفقه به عنوان مجازات زن ناشزه شمرده نمی شود و مهمتر از همه این که اگر از قبیل تعهدات معاوضی نباشد و صرفاً یک تکلیف باشد، باید همانند نفقه اقارب قابلیت تهاتر نداشته باشد در حالی که این امر در نفقه زوجه وجود دارد.
بند سوم:آثار حقوقی مبانی نفقه
باید توجه داشت که اختلاف مبانی یاد شده از جهت عملی و نظری دارای آثار حقوقی متفاوتی می باشد که در ذیل به مواردی از آنها اشاره خواهد شد.
اثبات تمکین از طرف زوجه
اگر زن نفقه را مطالبه نماید از جهت بار اثباتی قضیه که چه کسی مدعی یا مدعی علیه است، مطابق مبانی مختلف احکام متفاوتی خواهد داشت. مطابق مبنای اول (رابطه تمکین با نفقه) زن گذشته از رابطه زوجیّت باید تمکین خود را نیز اثبات نماید64 .اثبات چنین امری برای زن بسیار مشکل خواهد بود. البته بعضی از فقها معتقدند در جایی که سابقه تمکین وجود داشته باشد، اصل، تحقق تمکین است و مدعی نشوز باید بینه بیاورد65.
اثبات نشوز زوجه از طرف زوج
مطابق مبنای دوم (رابطه عقد با نفقه) به مجرد عقد، نفقه بر شوهر واجب می شود، چنانچه مرد مدعی نشوز زن باشد باید به عنوان مدعی آن را اثبات نماید. اما مطابق مبنای سوم (رابطه نفقه با ریاست شوهر) ریاست زوج یکی از قواعد و آثار حاکم بر نکاح در عقد دائم می باشد که به محض انعقاد نکاح این آثار بار می‎شود و زن ریاست شوهر را پذیرفته و با ورود در منزل شوهر به طور عملی در مواردی که قانوناً باید از شوهر اطاعت نماید، خود را مطیع شوهر قرار داده است. به این ترتیب نفقه بر شوهر واجب می شود؛ مگر این که شوهر، نشوز زن را در عدم اطاعت وی اثبات نماید. پس شوهر باید برای نشوز زن دلیل اقامه نماید. در این راستا یکی از فقهای معاصر با عنایت به انصراف ادله حقوق زوجین به زوجه ای که داخل در سرپرستی شوهر شده می نویسد: «اگر شوهر مدعی عدم تحقق عنوان انصرافی، شود؛ (ادعا کند که هنوز زوجه داخل در حباله و سرپرستی او نشده است)، اصل، موافق با شوهر است (و زوجه باید بینه بیآورد) و اگر بر تحقق عنوان انصرافی، اتفاق دارند و اختلاف در نشوز باشد، اصل موافق با زوجه است و شوهر باید بینه بیآورد»66 .
در این جا مسله ای که قابل به ذکر می باشد این است که آیا پس از انعقاد نکاح و قبل از شروع زندگی مشترک, نفقه و هزینه زندگی زوجه بر عهده شوهر است؟ جواب این سؤال مطابق مبانی سه گانه بیان می شود:
مطابق مبنای اول، در کتاب تحریرالاحکام آمده: بدون وجود تمکین، نفقه واجب نخواهد شد و وجوب نفقه متوقف بر تحقق تمکین است خواه به طور لفظی یا غیر آن باشد67.همچنین در کتاب مبسوط نوشته شده صرف امکان تمکین، کفایت نمی کند68.بدین جهت در قواعدالاحکام علامه حلی می نویسد: در مورد شوهر غایب هم زن با حضور در دادگاه و اعلام تمکین از طریق دادگاه و وصول آن به شوهر و گذشت مدّتی که در آن مدت، تمکین از طرف شوهر ممکن باشد، زن مستحق نفقه می گردد69. با این وجود بعضی از حقوقدانان طبق نظریه تمکین معتقدند: «در مدت زمان فاصل میان وقوع عقد و انجام زفاف، نفقه زوجه بر زوج واجب نیست. زیرا تمکین کامل صورت نمی گیرد. سیره مستمره و رویه جاریه در جوامع اسلامی نیز مؤید این نظر می باشد»70.برخی فقهای معاصر شرط ارتکاز عرفی مبنی بر اسقاط نفقه را دلیل بر عدم وجوب نفقه می دانند71.
مطابق مبنای دوم، نفقه به مجرد انعقاد عقد واجب می شود و شوهر ملزم به پرداخت آن است72.مگر این که نشوز زن اثبات شود. دکتر امامی طبق همین نظر زن را در مدّت مزبور مستحق نفقه می داند و می نویسد: «در مدّت بین عقد و عروسی، زن مستحق نفقه می باشد. مگر آن که ثابت شود زن حاضر برای آمدن به خانه شوهر نبوده است که در این صورت ناشزه می گردد…»73. البته چنین نظری با روایتی از پیامبر(ص) که در این مورد بیان شده و نظر صاحب جواهر و صاحب کفایة الاحکام آن را نقل نموده اند، منافات دارد.
مطابق مبنای سوم، بدون تشکیل رسمی خانواده و ورود زن در منزل شوهر که نشانگر ریاست عملی شوهر بر خانواده و شروع زندگی مشترک است، نفقه واجب نخواهد شد، هر چند بعضی از فقها وجود چنین عرفی را ظاهر در اشتراط تمکین دانسته اند و اظهار داشته اند: از این که به طور متعارف تا قبل از زفاف، شوهر نفقه نمی پردازد به خاطر عدم تمکین بوده است و با تمکین نفقه واجب می شود74.امّا به نظر می رسد زن با ورود به منزل شوهر عملاً سرپرستی شوهر را قبول می کند و صرف تمکین به معنای خاص نیست و حتی اگر در زمان عقد قبل از ازدواج رسمی تمکین به معنی خاص برای شوهر وجود داشته باشد باز مطابق عرف، شوهر نفقه نمی پردازد؛ مگر این که زن در منزل شوهر اقامت نماید و ریاست وی را عملاً بپذیرد.

فصل سوم:

حدود و شرایط تمیکن

مبحث اول:حدود تمکین
از آنجا که در آراء و انديشههاي فقها حدود تمکين زوجه به روشني بيان نشده است، در مقام دستيابي به اين موضوع بايد ابتدا ادله‌ي حقوق جنسي زوج به عنوان اصليترين حق مرد بر همسرش بررسي شود تا از اين رهگذر بتوان محدوده‌ي تمکين زوجه را تبيين کرد. در اين مسئله به سه دليل رايج در متون فقهي يعني کتاب، سنت و اجماع تمسک ميشود:

گفتار اول:کتاب
«نساؤکم حرث لکم فأتوا حرثکم أنّي شئتم…» (بقره: 223)؛ زنانتان کشتزار شما هستند. هر جا که خواهيد به کشتزار خود درآييد …
در تفسير اين آيه‌ي شريفه چند گونه استدلال شده است؛ نخست آنکه لفظ «أنّي» در عبارت «فأتوا حرثکم أنّي شئتم» بر جواز مقاربت از حيث مکان دلالت داشته و از اين رو جواز وطي از دبر از آن استفاده ميشود75. برخي چنين جوازي را ناظر بر زمان و مؤيد ديدگاه خود را آيه‌ي 222 سوره‌ي بقره دانستهاند که به مسئله‌ي حيض زنان و نزديکي نکردن با ايشان در اين ايام دلالت دارد76 ، بهگونهاي که در غير اين زمان استمتاع از زن در هر زمان که مرد بخواهد جايز است. برخي نيز معتقدند «اَنّي» در زمان و مکان استعمال گرديده و در آيه مطلق آمده است؛ بنابراين، به مردان حق هرگونه بهرهوري جنسي از زن را ميدهد. مردان در هر زمان و مکان، ميتوانند از همسر خود هر نوع استمتاعي داشته باشند77. اين عده در مقام اثبات ديدگاه خود به روايات متعددي که در تفسير اين آيه آمده است، استناد ميکنند78.
در پاسخ به قائلين اطلاق ميتوان چنين استدلال کرد:
الف) اين آيات در مقام رفع حظر است. بدين معني که با مرتفع شدن ممنوعيت ايام حيض نزديکي با زن در هر زمان و مکان يا به هر شکل ممنوع نيست، اما آيه درصدد اثبات اين امر نميباشد که تمام انواع استمتاع در هر زمان و مکان حق مرد يا تکليف زن است. به تعبير ديگر اطلاق آيه در جهت جواز رفع حظر است، نه در جهت اثبات حق يا تکليف؛
ب) آيه درصدد بيان اين است که زنان براي بقاي نسل مانند حرث ميباشند. بقاي نوع تقييد زماني يا مکاني برنميدارد؛ بنابراين، درصدد اثبات حق استمتاع براي مرد به صورت مطلق نيست79 (ج) ظهور «اَنّي» در زمان است و نسبت به مکان يا امور ديگر، ظهوري ندارد تا بتوان از آن استفاده‌ي اطلاق کرد80.
د) لفظ «حرث» در اين آيه، به روشني بر اختصاص جواز مقاربت به وطي از قبل دلالت دارد، زيرا صرفاً اين موضع است که محل حرث محسوب ميشود. لذا امر به اتيان حرث، امر به اتيان از قبل است (همان)؛81
هـ) «فإذا تطهرن فأتوهن من حيث أمرکم الله» بر جايز نبودن وطي در دبر دلالت دارد، زيرا چنين مقاربتي آن چيزي نيست که خداوند به آن امر فرموده باشد82
و) از عبارت «فأتوا حرثکم أنّي شئتم» نيز جواز مطلق اتيان استفاده نميشود، به ناچار بايد به قدر متيقن که همان وطي در غير دبر است اکتفا کرد83
علاوه بر مطالب ياد شده، قرآن کريم از معاشرت به معروف در محيط خانواده به عنوان اصلي قانوني و نه اخلاقي صرف ياد ميکند. واژه‌ي معروف، 38 مرتبه در قرآن آمده است که  19 مورد آن توصيه به مردان در باب معاشرت و رفتار با زنان است. نميتوان اين امر را يک توصيه‌ي اخلاقي و صرف پند و اندرز تلقي کرده و به سادگي از وجوبي که در قالبهاي امري معروف نهفته است، صرف نظر کرد.
گفتار دوم: سنت
در مقام اثبات حق جنسي زوج به روايتهاي متعددي ميتوان استناد جست که از آن جمله روايتي است از پيامبر اکرم (ص) که فرمودند: «نمازتان را طولاني نکنيد که شوهرانتان را (از خود) منع کنيد»84. هر چند در ميان آن احاديث، حديث صحيح السند نيز وجود دارد، اما بيشتر آنها با موازين رجالي منطبق نبوده و

اعتبار رجالي ندارند. بيشتر رواياتي که دلالت روشنتري دارند، از نظر سند با مشکل مواجه‌اند85.در هر حال با فرض صحت اسناد، به دلالت احاديث پرداخته مي‌شود:
الف) رواياتي که در مقام تفسير آيه‌ي 233 سوره‌ي بقره بدانها استناد ميشود، گذشته از ضعف سند86 معارض يکديگرند. در يکي اطلاق زماني اثبات شده، اما نحوه‌ي استمتاع را محدود و وطي در دبر را منع کرده است حديث ديگر اطلاق از حيث نحوه‌ي استمتاع را تثبيت کرده و وطي در دبر را جايز دانسته است بنابراين نميتوان در تفسير آيه به آنها استناد کرد؛
ب) در اين روايتها اطلاقي ديده نميشود. بدين معني که هر گاه و در هر شرايطي زوج از زن خواهشي داشته باشد، وي مکلف به اجابت باشد. به گونهاي که، حتي در فرض آماده نبودن زوجه از جهت جسمي، روحي و رواني همچنان اجابت خواسته‌ي زوج بر وي واجب باشد. روايات مذکور اين توصيه را به زوجه دارد که معاندانه از اجابت خواسته‌ي زوج استنکاف نورزد. همچنانکه برخي از فقها نيز تصريح کردهاند که در ادله اطلاقي نيست87.
ج) گذشته از آنکه اين ادله اطلاق ندارد، روايات معارض يا مقيدي نيز در مقابل آنها وجود دارد88. اين روايات از جهت سند معتبر و دلالت آنها نيز روشن است، زيرا آزار رسانيدن در استمتاع و بهرهوري جنسي را منع و برخي استمتاعها را به رضايت زوجه منوط ميسازند؛
د) بر فرض که اطلاق ظاهري ادله‌ي گذشته تام باشد، به‌طور قطع از موارد انزجارآور انصراف دارد89. همچنين موارد مسبب ايذاء در نتيجه‌ي ادله‌ي حرمت ايذاء مؤمن و مسلم با تخصيص مواجه شده و نميتوان به تعميم و شمول ادله قائل

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید