يک سلولهاي T کمکي شامل IL-2، TNF-?،TNF-? ميباشد در حاليکه سايتوکاينهاي تيپ دو شامل IL-10،IL-4 ،IL-6، IL-13 و IL-9 است. در اين پژوهش بررسي پلي مورفيسم ژن رسپتور ويتامين د VDR(FOK1.BSM1)که در تنظيم سيستم ايمني توسط سايتوکين هاي تيپ 1 و تيپ 2 و پلي مورفيسم وزيکول اندوتليال عروقي VEGF(936.2587) که در رگزايي جنيني و مادري نقش دارند مورد بررسي قرار گرفته است.

1-3- ضرورت پژوهش
نظر به اينکه جمعيت مردم ايران از نظر ژنتيکي با جمعيتهاي ديگر متفاوت است، لذا موتاسيون ژنها ي VDR,VEGF در ايران ممکن است با ديگر جوامع متفاوت باشد.و بررسي اين ژن ها در ارتباط با سقط مکرر ممکن است نتايج متفاوتي را در جمعيت ژني ايران در بر داشته باشد. با توجه به تاثير و اهميت تروفوبلاست ، رگهاي جنيني و رشد سلول هاي خوني جنيني و مادري در سندرم سقط مکرر توجه به VEGF و بررسي تاثير پلي مورفيسم هاي اين ژن در سقط مکرر ضروري مي باشد.از آنجايي که مشاهداتي مبني بر ارتباط معني دار ژن VDR با سرطان وپارگي زودرس غشا ملاحظه کرديم .لازم دانستيم ارتباط اين ژن را با سندرم سقط مکررکه گزارشي از آن منتشر نشده مورد بررسي قرار دهيم. به نظر مي رسد که بررسي اين ايده جديد و تازه باشد.

1-4- اهداف پژوهش
مطالعه اثرات پلي مورفيسم هاي, ژنهاي VEGF,VDR در زنان مبتلا به سقط مکرر و مقايسه آن با گروه کنترل جز اهداف اين پروژه مي باشد.

1-5- چارچوب انجام پژوهش
1-5-1- سقط مکرر
سازمان WHO1 سقط را از دست دادن جنين يا رويان تا وزن 150 گرم، پيش از هفته 22 بارداري تعريف ميکند(Reddy,2006). سقط يك اتفاق متداول در طي دوران بارداري است و اين يکي از مشکلاتي است که همسران جوان با آن روبه رو هستند، که باعث نگراني و ناکامي آنها مي شود. در واقع حدود 15 درصد بارداريهايي که از نظر کلينيکي تشخيص داده ميشوند، در نيمه اول بارداري سقط ميشوند(Lee and Silver,2000).
سقط شامل انواع مختلف است:
1. سقط ناقص: سقطي است که بعد از هفته ي 10 بارداري رخ مي دهد جفت و پرده ها به طور کامل تخليه نشده است. سقط فراموش شده در سقط فراموش شده علي رغم سپري شدن مدت طولاني از مرگ جنين محصولات حاملگي دفع نمي شود.معمولا علايم حاملگي بتدريج محو مي شود وتست حاملگي منفي مي شود.
2. سقط کامل قبل از هفته ي 8 حاملگي رخ مي دهد پرده هاو محتويات رحم بطور کامل تخليه شود.
3. سقط مکرر خود به خودي هنگامي که سه سقط پي در پي و بدون دخالت و تاثير دارو يا وسايل مکانيکي صورت گيرد.
سقط مکرر در منابع مختلف تعاريف متفاوتي دارد. در اغلب منابع سقط مکرر را به صورت سه يا بيش از سه سقط متوالي، پيش از هفته 24 بارداري تعريف ميکنند. گر چه گاه تعريف مدرني از سقط مکرر به صورت دو يا بيش از دو سقط متوالي پيش از هفته 20 نيز ارائه مي گردد. کالام در مطالعه ي خود نشان داد که 5 درصد زوج ها، دو سقط مکرر و 2 درصد آنها سه سقط مکرر يا بيشتر را تجربه خواهند کرد. اين سقط از شايعترين عارضه ي حاملگي محسوب مي شود و موجب استرس شديد در زوجهاي مشتاق فرزند مي شود (Reddy,2006).سقط مکرر به دو گروه سقط مکرر اوليه و ثانويه تفکيک ميگردد. در مورد سقط اوليه فرزند زنده اي متولد نمي شود، ولي در سقط مکرر ثانويه يک يا چند تولد زنده و پس از آن سقط هاي پشت سر هم رخ مي دهد(Sierra and Stephenson,2006)منشا سقط مکرر خود به خودي (RSA) چند عاملي است، که در نيمي از موارد علت آن ناشناخته باقي مي ماند. اما بررسي هاي سيتوژنتيكي نمونه هاي سقط نشان داده است، كه در 50% موارد رويان يا جنين هاي سقط شده از نظر سيتوژنتيكي غيرطبيعي بودند(Traina, Daher). درRSA اوليه 55% سقط شده ها و در RSA ثانويه 35% آنها از نظر سيتوژنتيكي غيرطبيعي بودند. اساس ژنتيكي سقط مكرر خودبخودي جنين به طور ناچيزي شناخته شده است. موتاسيون هاي ژنهاي منفرد، پلي ژنيك و فاكتورهاي سيتوژنتيكي با RSA مرتبط اند (Sierra and Stephenson,2006).

1-5-2- علل سقط
در بيشتر مواقع سقط به صورت پديده تصادفي در زوج اتفاق مي افتد. به هر صورت دلايلي از جمله اختلالات کروموزومي مانند ترانسلوکاسيون، سندرم آنتي فسفوليپيد،سندرم تخمدان پلي کيستيک، در ايجاد سقط مکرر شناسايي شده است. چنين حالات غيرطبيعي کروموزومي در 5 درصد زوجهايي که دچار سقط مکرر ميشوند، حادث مي شود. از ساير علل مي توان به دلايل آناتوميک (6-12درصد)، آندوکرين (20-17درصد)، عفونتها (5-15درصد)، دلايل ايمنولوژيکي (ترومبوفيلي) و همچنين علل متفرقه ديگر اشاره کرد. البته بعد از ارزيابي واقعي در 60 درصد موارد، سقط مکرر غيرقابل توجيه باقي ميماند (Lim, Odukoya,1996, Michels and Tiu,2007, Ghosh, Shetty,2008).

1-5-3- ژنتيک
بر اساس مطالعات مختلف اختلالات ژنتيک 6-5/3درصد دلايل سقط مکرر را شامل مي شوند .اين فاکتور تنها دليل بدون بحث سقط مکرر مي باشد که به دليل وجود ساختمان غير طبيعي در کروموزوم هاي يک يا هر دو زوج اتفاق مي افتد. اين اختلالات مي توانند به علت تعداد غير طبيعي کروموزوم ها که منجر به آنوپلوئيدي جنين خواهد شد، نيز باشد.و اين اختلالات با بالا بودن سن مادر رابطه زيادي دارد.اختلالات ژنتيکي به دو روش مختلف تشخيص داده مي شود:.
1. تشخيص سيتوژنيک:
2. اختلالات کاريوتايپ ژنومي
3. تشخيص مولکولي. که داراي چند نقص ژنتيکي است که به کمک تجزيه DNA مشخص مي شود
اختلالات كروموزومي ممكن است به علت وراثت اختلالات ساختماني و جابجايي هاي قطعات كروموزومي در كروموزومهاي والدين و يا اختلال در تعداد كروموزوم جنين و يا اشكال ساختماني در كروموزم هاي جنين اتفاق بيافتد. معمولاً اين اشكالات به شکل جابجايي هاي كرموزومي، بر عكس شدن كروموزوم، حلقه اي شدن و غيره اتفاق مي افتد. اين جابه جايي ها مشكلي را براي خود والدين ايجاد نميكنند، اما در روند تقسيم و ايجاد سلول هاي جنسي نر و ماده ( كه منجر به ايجاد سلول هايي با نصف كروموزم پدري و مادري مي شود ) ايجاد مشكل مي كنند. در واقع تعداد زيادي از جنين هاي با اشكالات كروموزومي سقط مي شوند و تعداد كمي از آنها تولد زنده را تجربه خواهند كرد (Franssen, Korevaar,2005). اختلال کروموزومي جنين يکي از علل عمده سقط خودبخودي و بي علت است که 50? از سقط ها را شامل مي شود (Stephenson, Awartani,2002). از طرفي ديگر، فراواني کاريوتايپ طبيعي جنين در سقط ها افزايش يافته که نشانه اهميت بيشتر فاکتورهاي مادري در عدم بارداري موفق است (Ogasawara, Aoki,2000, Sullivan, Silver,2004).

1-5-4- ترومبوفيليا
سيستم هموديناميک نقش مهمي را در مراحل مختلف حاملگي ،از جمله اوولاسيون ،لانه گزيني،وايجادجفت ايفا مي کند.ترومبوفيلا ارثي ويا اکتسابي با سقط مکرر همراه است.در واقع يکي از دلايل مهم ترومبوز در حاملگي، تمايل ارثي به انعقاد خون مي باشد که به خصوص موتاسيون فاکتورV از اهميت زيادي برخوردار است. اخيراً توجه عمده اي به نقش ترومبوفيلي ذاتي در سقط مکرر معطوف شده است. اختلالات ترمبوليک به ندرت قبل از 8 هفتگي باعث سقط مي شود. اين اختلالات باعث سقط هاي سه ماه دوم و ياعوارض ديررس حاملگي مي شود. کاهش آنتي تروبين IIIوکاهش پروتئين )C,S10 تا 15 درصد( موارد ترومبوفيلي وريدي فاميلي را شامل مي شود.مقاومت ارثي به پروتئين C فعال به عنوان 40تا 50 درصد ترومبوزهاي وريدي فاميلي ذکر شده است.پروتئينC فعال به وسيله تجزيه فاکتورهاي V,VIII باعث مهار انعقاد مي شود.موتاسيون در ژن پروترومبين و فاکتور V ليدين شايع ترين دلايل ارثي ترمبو آمبولي وريدي است(Michels and Tiu,2007, SZCZEPA?SKA m,2007).

1-5-5- عوامل آناتوميک
اختلالات آناتوميک در سرويکس يا رحم با سقط هاي مکرر همراه مي باشند، که اين علل آناتوميک ممکن است مادرزادي و يا اکتسابي باشد. ناهنجاري هاي مادرزادي در رحم شامل: اتصال ناکامل مجاري مولر، از بين نرفتن کامل ديواره و ناهنجاري دهانه رحم مي باشند. هر چند علل بسياري از اين ناهنجاري هاي دستگاه تناسلي زنانه ناشناخته است، ولي ثابت شده که مواجهه پره ناتال مادر با دي اتيل استيل استرول منجر به تغييرات پيچيده مادرزادي در رحم، سرويکس و واژن خواهد شد. تمامي اختلالات سيستم تناسلي با سقط خودبه خودي ايزوله و سقط مکرر همراه هستند. ناهنجاري هاي آناتوميک اکتسابي به سقط هاي مکرر مي انجامد. اين اختلالات شامل چسبندگي هاي درون رحمي، فيبروئيدهاي رحمي و آندومتريوزمي باشد (Devi Wold, Pham,2006, Propst and Hill,2000).

1-5-6- اختلالات آندوکرين
عوامل آندوکريني10 تا 20 درصد موارد سقط مکرر را شامل مي شود. 50 در صد موارد، نارسايي فاز لوتئال است. نارسايي فاز لوتئال بر اساس تعريف به ترشح ناکافي پروژسترون از جسم زرد اطلاق مي شود. تغيير در رشد فوليکولر و اوولاسيون، ممکن است به اختلالات در انتقال و رشد بلاستوسيت، تغيير در پذيرش بلاستوسيت در حال لانه گزيني و عملکرد نامناسب جسم زرد منجر شود. از زمان تخمک گذاري تا هفته 9-7 حاملگي، حفظ حاملگي به توليد پروژسترون توسط جسم زرد بستگي دارد. حاملگي هاي طبيعي با يک شيفت لوتئال جفتي در حدود هفته 9-7 حاملگي همراه است. که طي آن سلول هاي ترفوبلاست جفت در حال رشد، شروع به توليد پروژسترون و حفظ حاملگي خواهد کرد. سقط خودبهخودي قبل از هفته 10 حاملگي ناشي از تغيير در توليد يا مصرف پروژسترون طبيعي ميباشد. که شامل نارسايي جسم زرد، انتقال در تحويل پروژسترون به رحم يا مصرف نامناسب پروژسترون توسط دسيدواي رحم ميگردد. ساير عوامل اندوکرين همراه با سقطمکرر عبارتند از: ديابتقندي، بيماري تيروئيد و هايپر پرولاکتينمي و کاهش توانايي تخمدان (Lim, Odukoya,1996, Dosiou and Giudice,2005).

1-5-7- علل عفوني
تا به حال يک عامل عفوني اثبات شده به عنوان عامل سقط مکرر شناسايي نشده است. به صورت همراهي بعضي عوامل عفوني با سقط مکرر ديده شده است. در خانم هاي مبتلا به سقط مکرر، شيوع بالاي کولونيزاسيون اندومتر با اوروپلاسما اورولتيکم ذکر شده است. همچنين همراهي ارگانيسم هاي ديگر مانند توکسوپلاسما گوندي،مايکوپلاسما همونيس، و ويروسها مانند روبلا، کوکساکي و سقط مکررديده شده است. اما به عنوان علت سقط مکرر هيچ کدام اثبات نشده است. بايد ارگانيسم عامل سقط،عفونت مزمن ايجاد کند و در عين حال عفونت نبايد به قدري شديد باشد که مانع تخمک گذاري و لقاح شود. در ضمن ارگانيسم بايد باعث عفونت دسيدوا تروفوبلاست و ياجنين شود.مکانيزم هايي که باعث سقط مي شود باکتريمي ، عفونت مستقيم جنين، و اختلالات هورموني در اثر عفونت ويروسي باعث سقط مي شود. (Michels and Tiu,2007, SZCZEPA?SKA m,2007).
جدول 1-1 : فراواني عوامل سقط مکرر در 545 زن مبتلا به RSA
فراواني (%)
فاکتور
1/3
ژنتيک
2/20
هورموني
6/21
آناتوميک
25
ايمنولوژي
8/5
عفونت

1-5-8- علل ايمني.
دلايل ايمنولوژيک سقط مکرر شامل فاکتورهاي اتوايميون و آلوايميون است. عدم تعادل سيستم هاي ايمني مادر در پاسخ به جنين آلوگرافت و وجود آنتي بادي ها در بدن مي تواند موجب سقط مکرر خود به خودي شود (Schon, Arya,1999).آنتي بادي ضد تيروئيد با خطر بالاي سقط مکرر همراه است. خانم هايي که اين آنتي بادي ها را دارند، بيماري تيروئيد آشکار ندارند، بنابراين اتوآنتي بادي ضد تيروئيد يک مارکر غير وابسته براي افزايش خطر سقط است (Stagnaro-Green,1990). يکي از مکانيزم آلوايميون کاهش آنتي بادي هاي بلوک کننده مي باشد، که مادر عليه HLAپدري آنتي بادي مي سازد که اين آنتي بادي ها با باند شدن با آنتي ژن هاي پدري جنين مانع فعال شدن سيستم سايتوتوکسيک علي

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید