ه جنين مي شود. در صورت شباهت زياد HLA پدر و مادر سقط مکرر ممکن است رخ دهد (Ljunggren and Karre,1990). فقدان پروتئين هاي تنظيم کننده کمپلمان در سطوح سلولهاي جنين مي تواند سبب تخريب سلولهاي جفت به وسيله سيستم کمپلمان شده و در نهايت به سقط جنين منجر شود (Zhou, Fisher,1997).يک فاکتور اتوايميون ديگر که در سقط مکرر اهميت دارد، تغيير در سلولهاي ايمني مقيم در آندومتر است. سلولهاي کشنده طبيعي (NK ) که لنفوسيت هاي گرانولر بزرگي هستند، در دسيدوا در اوايل حاملگي ديده مي شوند. اين سلولها مي توانند پس از تحريک با اينترلوکين 2، سلولهاي تروفوبلاست انساني را از بين ببرند. در خانم هاي با سقط مکرر، فعاليت سلولهاي کشنده (NK) بيشتر از گروه کنترل است، اين احتمال وجود دارد که تغيير در سلولهاي ايمني مقيم در آندومتر باعث تغيير در ترشح سايتوکاين مي شود (Aoki,1995).هر گونه اختلال در تنظيم سيستم ايمني مي تواند بقائ جنين را به خطر انداخته و سبب سقط مکرر شود(Tulppala,1999).در تنظيم ايمني عوامل مختلفي نظير سيتوکين ها ،هورمون ها، واسطه هاي التهابي، نظير پروستاگلاندين ها،سلولهاي سيستم ايمني نظير ماکروفاژها ،لنفوسيت هاي T،سلولهاي دندريتيک و سلولهاي کشنده طبيعي نقش دارد. با توجه به نقش سيستم ايمني در حاملگي ، عوامل ايمنولوژيک سقط مکرر نيز بسيار متنوع است. اختلال در تعادل سيتوکين هاي تيپ 2.1 ،اتو آنتي بادي هايي نظير ضد فسفوليپيد ها ، ضد کارديوليپين، زير کلاسهاي مختلف لنفوسيت هاي T ،افزايش سلولهاي NKدر موضع بارداري از جمله عوامل ايمنولوژيکي هستند که از طريق تداخل در مراحل مختلف باروري شامل تکامل گامت ،لقاح ،تقسيم رويان ،توليد بلاستوسيت، لانه گزيني و تکامل جنين مي تواند موجب سقط مکرر شود.

1-5-9- عوامل ديگر
از علل ديگر مي توان به فاکتور محيطي اشاره کرد که زنان را مستعد سقط مي كنند، هرچند نحوه ارتباط اين فاكتورها با سقط مکرر هنوز روشن نشده است. اين عوامل شامل استعمال دخانيات، مصرف كافئين و الكل است. استعمال دخانيات باعث هيپوكسي مي شود كه يكي از تنظيم كننده هاي بيان آنژيوپويتين است. بنابراين استعمال دخانيات بر روي عروق جفت تاثير ميگذارد و همچنين گازهاي بيهوشي و تتراکلرواتيلن نيز احتمال سقط را بالا مي برد. فاكتورهاي تغذيه اي غير از مصرف الكل و استعمال دخانيات نيز مي توانند در ايجاد زمينه براي سقط نقش داشته باشند. رژيم غذايي با فقر سبزيجات، ميوه جات و شير و محصولات لبني مي توانند افراد را مستعد سقط نمايند (Reddy,2006, Gupta, Agarwal,2007).فاكتورهاي رواني نظير استرس، زنان را براي سقط و سقط مکرر مستعد مي نمايند. توليد افزوده TNF-? در بيماران با سابقه سقط در سه ماهه اول بارداري كه استرس بالايي داشتند، مشاهده شده است. بنابراين فاكتورهاي رواني عصبي ايمني از عوامل سقط مکرر مي باشند. بررسي ها نشان داده است که استرس با تعادل Th1/Th2 مرتبط است. استرس تجربه شده توسط يك زن باردار سيستمهاي هشدار دهنده را فعال ساخته و منجر به پس زدن جنين مي شود (Sierra and Stephenson,2006). هنگامي كه آلودگي ها علت اصلي مرگ زودرس در بريتانيا بود، رابطه معكوس بين اندازه خانواده و طول عمر زنان اشرافي وجود داشت. اين ثابت ميكند كه فاكتورهاي بقا مرتبط با آلودگيهاي جنيني نظير وبا و توبركلوزيس در طي دوران كودكي اثر منفي بر روي باروري فرد در آينده دارد (Hogge, Byrnes,2003).برخي تعاريف پزشکي سقط مکرر را دو يا بيش از دو سقط متوالي معرفي مي کنند که فراواني سقط مکرر را از 1? به 5? مي رساند. خطر سقط مکرر با افزايش سن مادر افزايش مي يابد (Hogge, Byrnes,2003). بيشتر مطالعات نشان داده اند که خطر سقط، پس از يک بارداري ناموفق افزايش مييابد و احتمال سقط پس از سه سقط 40-45? برآورد شده است (Nybo Andersen, Wohlfahrt,2000, Regan, Braude,1989).

1-6- سيستم ايمني
انسان در محيطي زندگي مي کند که عوامل و ميکروارگانيسم هاي بيماري زاي متعددي سلامتي وي را بطور دائم تهديد ميکند. پوست و پردههاي مخاطي به عنوان يک سد حفاظتي از ورود اين عوامل بيماريزا به بدن جلوگيري مينمايند. با وجود اين، عبور عوامل بيماري زا از نواحي آسيب ديده و ضعيف اين سد حفاظتي امکان پذير ميباشد. بنابراين نياز به يک سيستم دقيق و تخصص يافته براي جلوگيري از عملکرد اين عوامل بيماريزا کاملا مشهود است (Abul,2007).واژه ي ايمني از کلمه ي لاتين ايمونيته برگرفته شده است که واژه ي فوق به معناي معافيت از پيگردهاي قانوني است که به سناتورهاي رومي در طي دوره مسئوليت شان اهدا مي شده است. از جنبهي تاريخي، ايمني به معناي مصونيت در برابر بيماريها و به خصوص بيماري هاي عفوني است. سلول و مولکول هاي مسئول در ايمني، سيستم ايمني را به وجود آورده و پاسخ هماهنگ و گسترده ي آنها در مقابل عوامل بيگانه پاسخ ايمني خوانده مي شود (Abul,2007).
اما مفهوم ايمني احتمالاً از مدتها قبل وجود داشته است، چرا که چيني هاي باستان از لايه ي رويي زخم هاي پوست بيماران بهبود يافته از آبله، پودري ساخته و کودکان را جهت مصون سازي به آبله، وادار به استنشاق پودر مذکور مينمودند (Abul,2007). از طرفي نيز شايد بتوان دانشمنداني نظير زکرياي رازي و ابوعلي سينا را با ديدگاه هاي خود در مورد آلرژي و تب يونجه پدران ايمونولوژي ناميد (Kuby,2007).سيستم ايمني در واقع بخشي از بدن است که وظيفه شناسايي سلول ها و مولکول هاي بيگانه را از سلول ها و مولکول هاي خودي و همچنين از بين بردن يا بي خطر کردن آنها را برعهده دارد. اين سيستم توانايي شناسايي طيف گسترده اي از عوامل بيماري زا را دارد. عملکرد سيستم ايمني بر عليه عوامل خارجي بيماري زا بسيار پيچيده است. از آنجايي که پاتوژن ها مي توانند به سرعت رشد و گسترش يابند و با محيط سازش پيدا کنند و همچنين اين توانايي را بدست آورند که بتوانند خود را از سيستم ايمني مخفي نمايند، تمام اين عوامل دست به دست هم داده تا عامل بيماريزا با موفقيت ميزبان خود را آلوده کند (Beck,1997) .امروزه در ايمنولوژي براي پاسخ هاي ايمني سه نقش اصلي در نظر گرفته مي شود. 1- دفاع22- هموستاز3 3- مراقبت4(Kuby,2007).
پاسخ سيستم ايمني با مشارکت سلول هاي خاصي شکل مي گيرد که اين سلول ها در تمام قسمت هاي بدن نظير پوست، خون، مغز استخوان، کبد، تيموس و طحال گسترده شده اند. شايد مهمترين اين سلول ها لکوسيت ها باشند. اگرچه لکوسيت ها در بافت هاي مختلف وجود دارند اما عمدتاً در خون، مغز استخوان و بافت هاي لنفاوي يافت مي شوند. به طور کلي در سيستم ايمني پستانداران پاسخ هاي دفاعي در مقابل عوامل بيماري زا به دو گروه تقسيم مي شوند ( شکل 1-1) ايمني اکتسابي5 و ايمني ذاتي6(Medzhitov,2007).

شکل 1-1 : سيستم ايمني
شکل 1-1: سيستم ايمني بايد توانايي مبارزه با انواع متفاوتي از ميکروبها را داشته باشد. در پستانداران سيستم ايمني به دو گروه ايمني ذاتي و ايمني اکتسابي تقسيم مي شود. که هر کدام از اجزاي خاصي تشکيل شدهاند و اين اجزا در ايجاد پاسخهاي مناسب به عوامل بيماريزا نقش خاصي ايفا ميکنند(Kuby,2007).
1-6-1- ايمني اکتسابي
پاسخ هاي ايمني ذاتي و اکتسابي اجزاي يک سيستم يکپارچه ي دفاع از ميزبان مي باشند که در آن سلول ها و مولکولهاي بي شماري به طور هماهنگ با هم عمل مي نمايند. بسياري از ميکروب هاي بيماري زا در برابر ايمني ذاتي مقاومت مي کنند، در نتيجه حذف آنها نيازمند مکانيسم هاي قدرتمند ايمني اکتسابي مي باشد. از طرفي پاسخ ايمني ذاتي به ميکروبها سبب تحريک پاسخهاي ايمني اکتسابي نيز شده و ماهيت پاسخهاي ايمني اکتسابي را تحت تاثير قرار ميدهد (Abul,2007).پاسخهاي ايمني اکتسابي بسيار قوي و تخصصي ميباشند. ايمني اکتسابي در اثر مواجهه با عوامل عفوني، تحريک شده و با هر تماس مجدد با يک ميکروب خاص، دامنه و توان دفاعي آن به طور قابل توجهي افزايش مييابد(Janeway,2001).خصوصيات شاخص ايمني اکتسابي عبارتند از: ويژگي دقيق براي آنتيژنهاي مختلف7، تنوع8، عملکرد اختصاصي9، محدود شدن خود به خودي10، خاطره11 و عدم واکنش به آنتيژنهاي خودي12 (Kuby,2007).پاسخهاي ايمني اکتسابي به دو دسته تقسيم مي شود: ايمني هومورال13 و ايمني وابسته به سلول14. ايمني هومورال به وسيلهي مولکولهاي موجود در خون و ترشحات مخاطي به نام آنتيبادي ايجاد مي شود که توسط لنفوسيتهاي B توليد ميشوند. آنتيباديها، آنتيژنهاي ميکروبي را شناسايي کرده، عفونتزايي آنها را خنثي مينمايد و نهايتاً آنها را هدف مکانيسمهاي عملياتي مختلف قرار ميدهند تا حذف شوند (Abul,2007). ايمني با واسطه سلول که ايمني سلولي نيز ناميده مي شود، از طريق لنفوسيتهاي T عمل مينمايد. ميکروبهاي داخل سلولي مانند ويروسها و برخي باکتريها در درون فاگوسيتها و ساير سلولهاي ميزبان زنده مانده و تکثير مييابند، چرا که در آنجا در دسترس آنتيباديهاي موجود در گردش خون نميباشند. ايمني سلولي موجب تخريب اين نوع ميکروبها مي شود. لنفوسيتهاي T آنتيبادي توليد نميکنند. گيرندههاي آنتيژني آنها مولکولهاي غشايي ميباشند که از لحاظ عملکردي متفاوت از آنتيباديها بوده اما از نظر ساختاري مشابه آنها هستند. لنفوسيتهاي T از نظر عملکرد داراي انواع مختلفي ميباشند که مشهورترين آنها عبارتند از: سلولهاي T کمکي15 و لنفوسيتهاي T سلولکش يا سايتوتوکسيک16(Abul,2007).

1-6-2- ايمني ذاتي
ايمني ذاتي که ايمني طبيعي يا فطري نيز خوانده مي شود، خط دفاعي اوليه بر عليه عوامل بيماريزاي خارجي مانند باکتريهاي گرم مثبت، گرم منفي، قارچها و ويروسها را فراهم ميکند (Akira, Uematsu,2006). اين نوع ايمني در واقع سريعترين پاسخ در مقابل عفونتها است و در تمام گونههاي گياهي و جانوري مشاهده مي شود. تصور مي شود که ايمني ذاتي قديميترين راهکار دفاعي بر عليه پاتوژنها است که در طي تکامل محفوظ مانده است و در گياهان، قارچها، حشرات و همچنين در ارگانيسمهاي پرسلولي ابتدايي نيز مشاهده مي شود (Janeway,2001). ايمني ذاتي شامل مکانيسمهاي دفاعي بيوشيميايي و سلولي ميباشد که حتي پيش از عفونت نيز در موضع حضور دارند و در واقع پاسخدهي سريع را در مقابل ميکروبها فراهم ميآوردند (Janeway and Medzhitov,2002).
در تمامي موجودات عملکرد سيستم ايمني به اين صورت است که اين سيستم از طريق لايههاي دفاعي خود مانع از ورود عوامل بيماريزا به بدن مي شود. اما اگرعامل بيماريزايي بتواند از هر طريق از اين لايههاي دفاعي عبور کند و وارد بدن شود، ايمني ذاتي به سرعت وارد عمل مي شود (Litman, Cannon,2005). توضيح بيشتر را ميتوان اينگونه بيان کرد که مکان هاي اصلي بدن افراد که با محيط بيرون تماس دارند مانند پوست، مجاري تنفسي و گوارشي، توسط لايهاي از بافت اپي تليوم17 پيوسته، پوشيده شدهاند که مانند سدي در مقابل ورود ميکروبها عمل مينمايد. اگر ميکروبها بتوانند از سدهاي اپيتليالي عبور کنند با ماکروفاژهاي18 زير اپيتليالي مواجه ميشوند. ماکروفاژها و ساير لکوسيتهاي19 فاگوسيتي در سطح خود گيرندههايي را بيان ميکنند که به ميکروب متصل شده و آنرا فاگوسيت ميکنند (Abul,2007).
ماکروفاژها همچنين به ترشح سايتوکاينها20 ميپردازند که موجب فراخواني ساير لکوسيتها مانند نوتروفيل21 از عروق خوني به محل عفونت مي شود. سايتوکاينها پروتئينهاي ترشحي هستند که مسئول بسياري از پاسخهاي ايمني ذاتي و اکتسابي ميباشند. تجمع موضعي لکوسيتها و فعاليت آنها در جهت نابودي ميکروبها، بخشي از پاسخ ميزبان است که التهاب22 نام دارد. پاسخ ايمني ذاتي به برخي ازپاتوژنهاي عفوني به ويژه ويروسها شامل توليد سايتوکاينهاي ضد ويروسي به نام اينترفرون23 و فعال شدن سلولهاي

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید