دانلود پایان نامه

عنوان کامل پایان نامه :

 مقایسه ی تأثیر هوش هیجانی و هوش بازاریابی

قسمتی از متن پایان نامه :

هوش برون فردی (فرا فردی)[1]

این هوش یعنی توانایی درک خود و آگاه بودن از حالت درونی خود. این یادگیرنده‌ها کوشش می‌کنند احساسات درونی، رویاها، روابط با دیگران و نقاط ضعف و قوت خود را درک کنند. مهارت‌های آنها شامل موارد زیر می گردد: تشخیص نقاط ضعف و قوت خود، درک و مطالعه خود، آگاهی از احساسات درونی، تمایلات و رویاها، ارزیابی الگوهای فکری خود، باخود استدلال و فکر کردن، درک تأثیر خود در روابط با دیگران. مسیرهای شغلی ممکن برای آنها عبارتند از: روان درمان، روانشناس، رهبر مذهبی، حکیم الهیات، پژوهشگر، نظریه پرداز، فیلسوف، معلم علوم دینی(سامانی و دیگران، 1390)

2-2-2-8.سایر ابعاد هوش

در دسته بندی دیگر روانشناسان هوش را به سه دسته عمده تقسیم می‌نمایند: هوش عمومی، هوش هیجانی و هوش تجاری. هوش عمومی یا منطقی یا IQ[2] یا ضریب هوشی به توانمندی عمومی و مغزی انسانها در حل مسایل و امور اطلاق می گردد. بر اساس نظریات روانشناسان افراد از نظر IQ دارای تفاوتهای زیادی بوده و این پدیده نسبتاً خدادادی می‌باشد. بی‌شک افراد دارای IQ بهتر از وضعیت توانایی ذهنی بهتری برخوردارند اما این در همه امور صادق نبوده و نیاز به کسب مهارت در امور نیز شرطی اساسی می باشد(پورافکاری، 1385)

هوش هیجانی یا EQ[3] توانایی زیر نظر گرفتن احساسات و هیجانات خود و دیگران، فرق گذاشتن بین آنها و بهره گیری از اطلاعات حاصل از آنها در تفکر و اعمال خود». پس هوش هیجانی مجموعه مهمی از یک سری توانایی هاست: توانایی هایی مانند اینکه فرد بتواند انگیزه خود را حفظ نماید و پیش روی ناملایمات پایداری کند، تکانش­های خود را تعویق اندازد، آنها را کنترل، حالات روحی خود را تنظیم کند و نگذارد پریشانی خاطر، قدرت تفکرش را خدشه دار سازد، با دیگران همدلی کند و امیدوار باشد.

هوش منطقی (IQ) و هوش هیجانی (EQ) تضادی با یکدیگر ندارند بلکه فقط با هم متفاوتند. دانستن اینکه شخصی فارغ التحصیل ممتازی می باشد تنها به این معنی می باشد که او در جنبه هایی که با نمره سنجیده می شوند بسیار موفق بوده می باشد و احتمالاً فردی با هوشبهر (IQ) بالاست، اما درمورد اینکه او به فراز و نشیب های زندگی چه واکنشی نشان می‌دهد، چیزی به ما نمی­گوید و مشکل در همین جاست.

در بعد دیگر هوش بازار[4] یا هوش تجاری قرار دارد. در یک تعریف جامع می‌توان گفت که هوش تجاری یا هوش کسب و کار یا هوش بازاریابی که قالب عمده­تری را مانند بهره گیری‌های تجاری و غیر تجاری (نظامی و غیر‌انتفاعی) در بر دارد، عبارت می باشد از بُعد وسیعی از کاربردها و تکنولوژی برای جمع آوری داده و دانش جهت زایش پرس و جو در راستای واکاوی سازمان، برای اتخاذ تصمیمات تجاری دقیق و هوشمند(صادقی، 1390).

با در نظر داشتن این تعریف، از دو منظر می‌توان مفهوم هوش تجاری را مورد کنکاش قرار داد. آغاز از منظر معماری، از این منظر به هوش تجاری به عنوان یک چارچوب که عامل افزایش کارایی سازمان و یکپارچگی فرایندها و نهایتا بر فرایندهای تصمیم گیری در سطوح مختلف سازمانی متمرکز می باشد، نگریسته می گردد. بازار هوش تجاری را ابزاری برای برتری رقابتی و پایشگر و تحلیلگر بازار و مشتریان می‌داند. این در حالی می باشد که منظر دوم، از نقطه نظر فناوری می‌نگرد، این منظر نیز هوش تجاری را یک سیستم هوشمند می‌داند که با پردازش دقیق داده‌ها، نقطه دخالت سخت افزار و نرم افزار در مغز افزارها به حساب می‌آید. اما به اظهار ساده تر، همان گونه که گفته گردید هوش تجاری چیزی نیست مگر فرایند بالابردن سود دهی سازمان در بازار رقابتی با بهره گیری هوشمندانه از داده‌های موجود در فرایند تصمیم گیری. در صورتی که مفهوم هوش تجاری بدرستی درک و منتقل نگردد، موجب می گردد تا انتظارات مدیران به صورت ناگهانی افزایش یابد و برآورده نشدن این توقعات مواردی را مانند سلب اطمینان افراد و بویژه مدیران از این سیستم به دنبال خواهد داشت؛ زیرا هوش تجاری فقط به دنبال کوتاه کردن مسیر‌های پرس و جو در داخل اطلاعات می باشد و خود مستقلا و بدون نیاز به اطلاعات مناسب قادر به ارائه پیشنهاد یا راهکاری نیست.

تعیین گرایشهای تجاری سازمان که از پیامدهای بهره گیری از هوش تجاری می باشد موجب می گردد که سازمان بدون اتلاف وقت و هزینه در سایر مسیرها به دنبال اهداف کلان متمرکز گردد(رابینز، 1387).

از آنجایی که این پژوهش به دنبال آن می باشد تا به مقایسه دو بعد هوش یعنی هوش تجاری(بازاریابی) با هوش هیجانی در زمینه توفیق بنگاه‌های اقتصادی در بازاریابی بپردازد، لذا درادامه این فصل به مطالعه این دو بعد هوشی و اجزاء آن پرداخته می باشد. در قسمت اول هوش هیجانی و در قسمت دوم این بخش به مطالعه هوش بازاریابی یا تجاری پرداخته شده می باشد:

[1]. Interpersonal intelligence

[2]. Intelligence Quotient

[3]. Emotional Intelligence

[4]. Business Intelligence


سوالات یا اهداف این پایان نامه :

اهداف پژوهش

1-4-1.هدف کلی پژوهش

مقایسه‌ی تأثیر هوش هیجانی و هوش بازاریابی بر توفیق بنگاه‌های اقتصادی در بازاریابی

(مطالعه موردی: شهرک صنعتی بوعلی همدان)

1-4-2.اهداف جزئی پژوهش:

1.تعیین اندازه هوش هیجانی مدیران

2.تعیین اندازه هوش بازاریابی مدیران

3.تعیین تأثیر هوش هیجانی بر توفیق بنگاه‌های اقتصادی

4.تعیین تأثیر هوش بازاریابی بر توفیق بنگاه‌های اقتصادی

5.مقایسه تأثیر هوش بازاریابی و هوش هیجانی بر توفیق بنگاه‌های اقتصادی