دانلود پایان نامه

عنوان کامل پایان نامه :

 مقایسه ی تأثیر هوش هیجانی و هوش بازاریابی

قسمتی از متن پایان نامه :

 

هوش بین فردی و امید و خوش بینی در خدمت بازار

هسته هوش بین فردی آغاز توانایی درک و ارائه پاسخ مناسب به روحیات و خواسته‌های افراد دیگر می باشد. در هوش درون فردی کلید اصلی عبارت از: آگاهی از احساسات شخصی خود که حاصل خودآگاهی می باشد و توانایی متمایز کردن و بهره گیری از آنها برای هدایت رفتار خویش. هوش بین فردی توانایی درک افراد دیگر می باشد، یعنی اینکه چه چیز موجب برانگیختن آنها می گردد، چگونه کار می‌کنند و چگونه می‌توان با آنها کار مشترک انجام داد. تجار و مدیران موفق جزء کسانی­اند که هوش میان فردی بالایی دارند. هچ و گاردنر چهار توانایی مجزایی را که به عنوان مؤلفه‌های هوش بین فردی مطرح می‌باشند به تبیین زیر عنوان می‌کنند:

سازماندهی گروه: داشتن ابتکار اقدام در متناسب ساختن کوشش‌های گروهی از مردم می باشد. این مهارت برای رهبران ضروری می باشد و در رهبران کارآمد هر نوع سازمان تجاری نظاره می گردد.

ارائه راه حل: استعداد میانجیگری، اجتناب از تعارض‌هایی که به وجود آمده می باشد. افرادی که این توانایی را در سطح بالا دارند در جوش دادن معاملات وداوری کردن و وساطت توانایی زیادی دارند.

ارتباط فردی: دارا بودن این استعداد رویارویی با دیگران یا شناخت و پاسخ دادن مناسب به احساسات و علایق مردم را آسان می‌سازد. این افراد همکاران تجاری خوبی هستند و در دنیای تجارت به عنوان فروشنده یا مدیر موفق می‌باشند و در زمینه دریافتن احساسات دیگران از طریق حالت‌های چهره بسیار موفقند و از محبوبیت زیادی برخوردارند.

تجزیه و تحلیل اجتماعی: به معنای توانایی دریافت احساسات، انگیزش ها، علایق دیگران و داشتن درکی عمیق از آنهاست. این آگاهی از احساسات دیگران باعث می گردد این افراد به راحتی با دیگران صمیمی شوند. در بهترین حالت می‌توان گفت فردی با این توانایی مشاور تجاری خوبی می‌تواند باشد.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

خوش بینی و امید از دیگر ویژگی‌های افرادی می باشد که دارای هوش هیجانی بالایی می‌باشند. امید تأثیر شگفت‌آوری در موفقیت تجاری و مدیریتی افراد دارد و زندگی حرفه‌ای هر کس که به کسب و کار تجاری می‌پردازد به نحو چشمگیری وابسته به اندازه امید اوست. امید چشم‌انداز و دورنمایی روشن و پرنوری می باشد که نشان می‌دهد در نهایت همه چیز به خوبی پیش خواهد رفت. اشنایدر، امید را این گونه تعریف می کند: اعتقاد به این امر که هدفتان هرچه باشد هم اراده دستیابی به آن را دارید و هم راه آن مقابلتان گشوده می باشد. افراد پرامید که امیدشان تمامی ندارد وقتی در دستیابی به هدفی مثلاً در انعقاد قرارداد معامله‌ای شکست می‌خورند بر این باورند که سخت تر کار و کوشش کنند و به مجموعه کارهایی می‌اندیشند که می‌توانست سبب موفقیت آنها در معامله مذکور گردد و از آنها درس می‌گیرند(رایس[1]، 1999).

خوش‌بینی نیز همانند امید اثر بسیاری در موفقیت کار تجاری دارد. خوش بینی یعنی فرد صبر و انتظار زیادی داشته باشد. انتظاری در این جهت که علی رغم وجود موانع ودلسردی‌ها در مجموع زندگی همه چیز درست خواهد گردید. خوش بینی‌ها شکست را رویدادی می‌بینند که می‌توانند آن را جبران کنند.

در تحقیقی که سیلکمن بر روی بازاریاب‌های شرکت بیمه مت لایف[2] انجام داد مشخص گردید که بازاریاب‌هایی که به گونه ذاتی خوش بین هستند در سال اول کار خود به گونه متوسط ۳۷درصد بیشتر از افراد بدبین افراد را بیمه کرده‌اند و رها کردن کار در سال اول در بین افراد بدبین دو برابر افراد خوش بین بوده می باشد. توانایی افراد در شنیدن و پذیرش پاسخ منفی با رویی گشاده در تمام زمینه‌های فروش و بده بستان تجاری توانی سرنوشت­ساز می باشد (گلمن و یویاتسیز[3]، 1999).

نتیجه آن که خرید و فروش و بازار و مدیریت و تجارت و توفیق در تجارت به صورتی اجتناب ناپذیر با عامل انسانی سر و کار دارند. چه در محیط داخل سازمان که سلول اصلی تشکیل دهنده واحدها افراد می‌باشند و چه در محیط خارج از سازمان که مدیریت با عوامل متعدد انسانی سر و کار دارد. از دولتمردانی که قوانین تجاری را تدوین می‌کنند و گروه‌های مرجع اجتماعی که سلایق مردم را در خرید اجناس و رواج مد جهت دهی می‌نمایند و نهاد خانواده که در خریدهای بزرگ کانون اصلی مشورت می‌باشند و مشتریان نهایی که خریداران هستند تا نمایندگی‌های فروش همگی عامل بشر را به عنوان هسته مرکزی با خود همراه دارند. هوش هیجانی به عنوان توانایی درک احساسات و نیاز دیگران و نیز هوش بازاریابی -به عنوان هنری که افراد و سازمانهای مختلف به آن احتیاج داشته و دستیابی به آن تنها با بهره گیری همزمان از علم و هنر میسر می باشد و این هوش نه تنها قابلیت فردی، بلکه قابلیتی سازمانی می باشد که از محیط سازمان کسب شده و آمیخته ای از سه مقوله فرد، سازمان و محیط می باشد-کمک بسیار کارسازیست در جهت هدایت دیگران در راهی که منتهی به اهداف بلند مدت و کوتاه مدت سازمانی و رضایت افراد و جامعه می گردد. با این حال هنوز این سؤال در بسیاری از مجامع علمی مربوط به بازاریابی هست که آیا هوش هیجانی بهتر می تواند در توفیق در تجارت یا مدیریت بازار به کار آید یا هوش بازاریابی(رکنی نژاد، 1384).

[1]. Rice

[2]. Matlife

[3]. Goleman, D.Boyatzis

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

اهداف پژوهش

1-4-1.هدف کلی پژوهش

مقایسه‌ی تأثیر هوش هیجانی و هوش بازاریابی بر توفیق بنگاه‌های اقتصادی در بازاریابی

(مطالعه موردی: شهرک صنعتی بوعلی همدان)

1-4-2.اهداف جزئی پژوهش:

1.تعیین اندازه هوش هیجانی مدیران

2.تعیین اندازه هوش بازاریابی مدیران

3.تعیین تأثیر هوش هیجانی بر توفیق بنگاه‌های اقتصادی

4.تعیین تأثیر هوش بازاریابی بر توفیق بنگاه‌های اقتصادی

5.مقایسه تأثیر هوش بازاریابی و هوش هیجانی بر توفیق بنگاه‌های اقتصادی